تبليغاتX
Game Center
همه چیز درباره بازیهای کامپیوتری





سری بازی Tekken از اولین بازی های مبارزه ای سه بعدی (3D) است و قسمت اول آن انقلابی را در بازی های مبارزه ای ایجاد کرد. بعد از موفقیت این بازی و بدست آوردن طرفداران بسیار، نسخه های متعددی از این بازی روی کنسول های PSone ،PS2 و PSP عرضه شد. به تازگی نیز نسخه 6 این بازی برای کنسول های PS3 ،Xbo360 و PSP عرضه شده است.
 

ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 19:24  توسط مجید   | 

اگر بازی هایی مانند Prince of Persia 2008 و Valkyria Chronicles را انجام داده باشید به احتمال زیاد به سبک گرافیکی این بازی ها بسیار علاقه مند شده اید. طراحی تقریبا کارتونی محیط و استفاده از رنگ های بسیار زیاد به این بازی ها حال و هوای خاصی بخشیده است. این سبک (Cel-Shade) در حالی که طرفداران زیادی دارد، منتقدان بسیاری هم دارد. همین مسئله باعث شده است که بازی های زیادی بر این مبنا ساخته نشوند. اما یکی از جدیدترین بازی هایی که به صورت Cel-Shade  طراحی شده است بازی Borderlands  نام دارد که توسط استودیوی بازی سازی Gearbox Software ساخته شده و به وسیله کمپانی 2k برای PC، Xbox 360 ،PS3  و Wii عرضه شد.

 
ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 19:35  توسط مجید   | 

مقدمه
حدود 2-3 ماه پیش بود که اولین تریلر بازی را مشاهده کردم . ابتدا فکر نمی کردم با یک بازی عمیق طرف هستم چون خیلی وقت بود بازی پلتفرمر با این سبک و سیاق ندیده بودیم اما بعد از گذشت مدت کمی از تریلر فهمیدم نخیر ! با یک بازی بسیار زیبا مهیج طرف هستم . گیم پلی و گرافیک بسیار زیبای بازی من رو مجذوب خودش کرده بود . من به شدت منتظر بازی بودم ...


داستان

در سرزمینی دور مردم در صلح و صفا در حال زندگی هستند و زندگی به خوبی در حال گذر است اما روز پایان این خوشی مصادف است با روز مرگ پادشاه ... بعد از مرگ پادشاه ، یک روز بعد جانشین پادشاه انتخاب می شود اما او خیلی زود به دام بد خواهی می افتد و روز به روز سیاهی بزرگ تر و قدرتمند تر می شود .
شما در بازی وظیفه دارید 3 قطعه Artifact که باعث پایداری است را پیدا کرده و آنها را به هم متصل کنید تا دوباره پایداری و صلح به جامعه بازگردد .
بازی داستان پیچیده ای ندارد ولی به خاطر شخصیت های متفاوت با داستانی متفاوت که هر کدام آرزویی در سر دارند شما را برای ادامه دادن و فهمیدن پایان بازی ( که البته تقریبا آشکار است ) می کشاند .


گیم پلی

در بازی های پلتفرمر مهمترین اصل بازی گیم پلی آن است که بسیار حیاتی است .
شما در بازی کنترل 3 شخصیت متفاوت را در دست خواهید گرفت که عبارت اند از :

1. The Thief
2. The Knight
3. The Wizard

که هر کدام ویژگی های منحصر به فرد و توانایی های خاص خود را دارند
به عنوان مثال Thief دارای تیر و کمان و قلابی است که می تواند با آن به جاهایی که بقیه دسترسی ندارند برود
Knight یک شوالیه است که ضربات Melee از قدرت های اصلی او محسوب می شود همچنین او می تواند جعبه ها را پرتاب کند
Wizard یا جادوگر همانطور که از نامش پیداست با جادو کارش را پیش می برد . او ابتدا فقط می تواند جعبه درست کند و اشیا را بلند کند ..



اما نکته ی اساسی همین جاست که سازندگان تمام سعی خود را برای بخشیدن حس پیشرفت در بازیکنان
کرده اند تمام شخصیت ها توانایی آپگرید شدن امکاناتشان را دارند به عنوان مثال Thief با Level Up می تواند همزمان 3 تیر پرتاب کند و یا تیر های آتشین پرتاب کند که به این نوع تیر در یکی از مراحل نباز بسیار زیادی دارید .
یا Wizard که می تواند با پیشرفت کردن جعبه های بیشتری به طور همزمان ایجاد کند (حداکثر 3 ) و یا هرم معلق در هوا ایجاد کند .


هرم معلق در هوا در مراحل پایانی بسیار مورد نیاز خواهد بود

و Knight که می تواند به شمشیر آتشین و یا پتکی قدرتمند برسد .

اما مسئله ی مهمی که باعث شده است شما بازی را ساده ننگرید داشتن محدودیت برای اجرای این ویژگی های مخصوص است که می توان آن را همان Mana در بازی نامید . همچنین در بازی جعبه های مخفی وجود دارد که برای رسیدن به آنها باید زحمت بکشید اما بعضی از آنها دارای همین قدرت ها و آیتم هایی هستند که به شخصیت ها داده می شود و برای پیشرفت در بازی لازم است .
همچنین گوی هاش شیشه ای سبز که نشانه ی Exp یا تجربه هستند و معمولا در سطح مراحل به صورت مخفی پراکنده شده اند که شما برای Level up شدن به کسب مقدار معینی (50) نیاز دارید البته این تجربه از طریق مبارزات هم به دست می آید .
گوی های آبی رنگ هم محتوای مانا هستند که بیشتر از کشتن دشمنان بدست می آیند .


جعبه های مخفی معمولا دارای آیتم ها بسیار خوبی هستند .

به عنوان مثال زمانی پتک به Knight داده می شود که شما مقابل یک دیوار سنگی هستید که تنها راه خراب کردن این دیوار همین پتکی است که بازی در اختیارتان می گذارد .

تعداد این آیتم های مخفی تقریبا زیاد است و کدام امکانات خاصی را دارند و یا بعضی از آنها فقط برای یک شخصیت مورد استفاده هستند یکی از آیتم هایی که بسیار جالب و پرکاربرد است آیتم Scales of Fish است که به شخصیت شما اجازه می دهد به طور نامحدود زیر آب نفس بکشد !

از آنجایی که بازی دارای Co-oP است سازندگان باید طوری مراحل را طراحی کنند که هر شخصیت بتواند با امکاناتش راه را ادامه دهد و یا اینکه از ویژگی های شخصیت ها برای رد شدن از موانع به خوبی استفاده شود . البته به خاطر اینکه شما در قسمت تک نفره می توانید از سه شخصیت در هر زمان استفاده کنید سازندگان کمی زحمت خود را بر باد داده اند ! چون از طرفی مراحل طوری ساخته شده که شما با هر کدام از شخصیت ها می توانید راهتان را ادامه دهید و در واقع بخش Co-oP کمی حیف و میل شده است !


این گونه طراحی مراحل را بارها دیده ایم اما به هرحال در Trine سبک و سیاقشان فرق می کند

یکی از مواردی که کمی به طراحی مراحل لطمه می زند مراحل و موانعی هستند که از طرفی عضو جدا نشدنی بازی های پلتفرمر هستند و از طرفی آنها را به کرات دیده ایم ! و بنده نمی دانم آن را می توانم ضعف بنامم یا نه .
برای مثال یکی از مراحلی که واقعا به دفعات زیادی دیده ایم مرحله ی آخر بازی است که شما باید سریعا از موانع به بالا بروید و از مواد مذابی که در حال بالا آمدن است فرار کنید ! این نوع طراحی مرحله را شخصا به اندازه ی زیادی در بازی های گوناگون دیده ام .
بازی از مجموع 15 مرحله تشکیل شده است که هر کدام طراحی متفاوتی دارند اما از ماهیتی یکسان بهره می برند و این امر واقعا به جلوگیری از تکراری شدن بازی کمک کرده است .

یکی از مواردی که گیم پلی بازی بر اساس آن استوار است فیزیک است . در بازی با فیزیک بسیار خوبی طرف هستیم که توضیحات آن را در بخش بعدی خواهم داد .
شما به اندازه ی زیادی برای رد شدن از موانع به فیزیک نیازمند هستید به عنوان مثال به عکس بالا (چرخ دنده ها ) نگاه کنید ، فیزیک در اینجا بسیار خوب شبیه سازی شده است و این چرخ دنده ها دقیقا بر اساس موقعیت شما خواهند چرخید همچنین سرعت این چرخش نیز متفاوت خواهد بود . بلند کردن اشیا توسط Wizard با فیزیک بسیار خوبی انجام می شود و به طور خلاصه گیم پلی این بازی بر اساس فیزیک بنا شده است .


در مجموع همانطور که در ابتدا گفتم یک بازی پلتفرمر به شدت به گیم پلی اش وابسته است و ما این وابستگی را به خوبی در Trine مشاهده می کنیم مطمئن باشید که از گیم پلی بازی لذت بسیاری خواهید برد .



گرافیک و فیزیک

درسته که یک بازی پلتفرمر به گیم پلی بیشترین وابستگی رو داره اما یک شرکت بازی ساز خوب از تمام پتانسل های موجود برای جذب همه ی سلیقه های به بازی اش استفاده می کند .
Nobilis شرکت سازنده ی بازی این را به خوبی فهمیده است . آنها نه تنها گرافیک را فدای گیم پلی نکرده اند بلکه گرافیک را به عامل قدرت بازی تبدیل کرده اند . برخلاف بازی ها روزی که فقط به بالابردن گرافیک از نظر بصری فکر می کنند ، Nobilis هنر را هم در اولویت خود قرار داده است . شرح گرافیک بازی واقعا کار سختی است چون باید آنرا با چشمان خود دیده و لمس کنید .
طراحی تکسچر ها برای چنین بازی ای واقعا تحسین آور است ! وجود چنین جزییاتی در گوشه کنار بازی عالی است همچنین مراحل یک لایه نیستند و شما توانایی دیدن دور دست ها را هم دارید !


از گرافیک هنری و زیبای بازی لذت ببرید !

همانطور که واضح است گرافیک بازی به صورت سه بعدی طراحی شده است اما مسیر عبوری شما یک خط است .
سازندگان به خوبی وسواس خود برای اضافه کردن جزییات در بازی را نشان داده اند برای مثال در مرحله ای که شما باید مشعل ها را با تیر آتشین Thief روشن کنید بعد از روشن شدن مشعل می بینید که حشرات به سرعت دور مشعل حلقه می زنند !!
و یا اشیا های گوناگون و زیادی که در مراحل یافت می شوند که محیط را از حالت مصنوعی دور می کنند .

بعد از گرافیک بسیار خوب بازی می رسیم به فیزیک بازی که وجود چنین فیزیکی در چنین سبکی تقریبا کم سابقه است . با اینکه کمی بازی سبک Fun هم دارد و مثلا فیزیک در زمینه جاذبه خیلی واقعی نیست اما در موارد دیگر با فیزیک واقعا قدرتمندی طرف هستیم . تمامی آبجکت هایی که امکان جابجایی آنها وجود دارد از فیزیک بازی
بهره مند هستند رد کردن موانع هم معمولا به فیزیک مربوط است . اما معدود باگ های فیزیک هم در بازی مشاهده می شود (شخصا 2 مورد دیدم ) که این باگ ها معمولا این گونه هستند که یک دفعه شی به داخل زمین می رود و غیب می شود !!! البته خوشبختانه تعداد این باگ ها بسیار کم است و مشکل خاصی ایجاد نمی کند .

Trine و سازندگانش نشان دادند که می توان از گرافیک زیبا و فیزیک طبیعی برای بهتر کردن یک بازی پلتفرمر نهایت استفاده را برد .


صداگذاری و موسیقی

در زمینه صداگذاری روی اشیا و دشمنان و کلا افکت های صوتی ؛ در بازی مشکل خاصی مشاهده نمی شود .
شکستن دیوار ها ، فریاد دشمنان ، افتادن آبجکت ها که هرکدام صدای خود را دارند ، ضربات شمشیر و همه و همه به خوبی صداگذاری شده اند و ضخصا مشکل خاصی در آنها ندیدم .

صدای راوی داستان بسیار زیبا و تاثیر گذار است ، اولین بار بعد از شنیدن صدای راوی یاد صدای شخصیت پیری که در دیابلو 2 شما را راهنمایی می کرد افتادم ! چون صدای او هم بسیار تاثیر گذار بود .
راوی داستان را بسیار زیبا تعریف می کند جایی که باید مرموز باشد به خوبی آن را در نوع سخنانش حس خواهید کرد و جایی که با هیجان هم صحبت می کند همینطور ...
خود شخصیت ها دیالوگ های زیادی ندارند اما باز هم سازندگان برای همان دیالوگ های کم هم ارزش قائل بوده و آنها را هم به خوبی صداگذاری کرده اند .

از نظر موسیقی شخصا آن را شاهکاری می دانم هر چند کمی غلو شده است اما موسیقی بازی بسیار زیبا و آرامش بخش است هرچند که تعداد این موسیقی ها از انگشتان دست تجاوز نکرده و معمولا تکرار می شوند اما آنقدر زیبا هستند که شما را تا پایان شیفته ی خود نگه دارند .


پایانی

همانطور که احتمالا تا الان متوجه شده اید و حس من را نسبت به بازی درک کرده اید ، به شما توصیه می کنم به هیچ وجه این بازی را از دست ندهید .
Nobilis نشان داد که می تواند در آینده شرکتی موفق باشد چون همه ی عوامل برای موفقیت بازی خود را در نظر گرفته است و این امر برای موفقیت یک شرکت بازی سازی بسیار مهم است .
Trine از آن دست بازی هایی است که کمتر یافت می شود و بازی هایی که در این سبک عرضه شوند و چنین قدرتی داشته باشند خیلی کم شده است .

منبع : http://www.bazicom.net/article-1.html
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 17:33  توسط مجید   | 

ترجمه از سایت Gamespot:

سیستم مورد نیاز

مقایسه کنسول و PC در اوایل زندگی یک کنسول زمانیکه سخت افزارش جدیده و PC زمان مناسب برای دفاع دوباره از برتریهایه GPU و CPU خودش رو نداره، همیشه واضح و شفاف نیست. کنسولها خرج کمتری دارن و همچنین دارایه قابلیتهایه گرافیکی نزدیک به یک PC نسبتا قدرتمند هستن. کنسولهایه جدید دارایه هارد دیسک و سرویسهایه آنلاین هستن که بتدریج برتریهایه بلندمدت PC در زمینه دانلود فایل رو کمرنگ میکنن. ما میخوایم تفاوتهایه بین ورژنهایه Xbox 360 و PC بازیه Bioshock رو تحلیل کنیم تا بشما کمک کنیم تا تصمیم بگیرید کدوم پلتفورم براتون مناسبتره. این بازی رویه هر دو پلتفرم بسیار شبیه به هم هستن، بنابراین تصمیم شما وابسته به سیستم کنترل، قطعات PC که شما دارید و تمایلتون برایه آپگرید بازی هست.

بذارید با نکات خوب و بد بطور خلاصه شروع کنیم.

Bioshock for the Xbox 360

+ سخت افزار استاندارد شده کنسول، اجرایه یکنواخت و هم سطح بازی رو گارانتی میکنه.
+ میتونید کلی اچیومنت بدست بیارید.
+احتمالا تو اتاق نشیمن سیستم اسپیکر Dolby Digital 5.1 دارید که میتونین ازش استفاده کنید.
- 10 دلار گرونتر از نسخه PC بفروش میره.
-یوزرها باگهایی رو تو این بازی گزارش کردن که باعث گیر کردن بازی و مشکلات دیگه تو بازی میشه.

Bioshock for the PC

+ قیمت مناسبتر بازی
+ هم گیمپد و هم موس/کیبورد رو ساپورت میکنه.
+ DirectX 10 رو ساپورت میکنه و رویه کامپیوترهایه High-end بنظر بهتر میرسه.
- همه کامپیوترها حداقل سیستم مورد نیاز برای اجرایه بازی رو ندارن.
- احتیاج به ویندوز ویستا و کارت گرافیکی دارن که DirectX 10 رو ساپورت بکنه تا در بهترین حالت بنظر برسه.
- یوزرها مشکلات صدا، مشکلات گرافیکی غیرمتعارف و همچنین Crash یا هنگ در بازی رو گزارش کردن.

نسخه کامپیوتری گرافیک و پرفورمنس بهتری رو عرضه میکنه اگه داریه یک کامپیوتر جدیدتر و قدرتمندتر هستید. ولی نسخه 360 سطح پایه و استاندارد پرفورمنس رو بهتون عرضه میکنه و انتخاب بهتریه اگه نمیخواین کامپیوترتون رو آپگرید کنید، مخصوصا اگه کنسولتونو به یک سیستم Home theater و HDTV مجهز کردید.



بذارید در مورد سیستم مورد نیاز صحبت کنیم.


Bioshock بسیاری از زرق و برقهایه گرافیکیشو از دست میده اگه شما اونو رویه سیستمی اجرا کنید که فقط حداقل سیستم مورد نیاز این بازی رو تامین میکنه. شما باید رزلوشن روبه 800*600 کاهش وبا تنظیمات کیفیت متوسط تا پایین کنار بیاین تا بازی قابل انجام بشه. به نیاز DirectX 9.0c دقت ویژه ای بکنید. دارندگان Radeon سریه X800 بدشانس هستن. شما باید کارت گرافیکی داشته باشید که Shader Model 3 رو ساپورت کنه. یعنی حداقل شما کارتهایه سریه GeForce 6 یا ATI’s X1300 رو داشته باشین تا بتونین این بازی رو فقط اجرا کنین. یک انجمن آنلاین داره رویه بالابردن سازگاری بازیها برایه Shader Model 3 که قدیمیتره کار میکنه.

حداقل سیستم مورد نیاز

- Windows XP
- 1GB System RAM
- 2.4GHz Intel Pentium 4 or equivalent processor
- 8GB free hard disk space
- DirectX 9.0c-compatible 128MB video card (Nvidia 6600/ ATI X1300 or better)
- Internet required for activation

سیستمی که توصیه میشه

- Windows XP or Windows Vista
- Intel Core 2 Duo or equivalent
- 2GB System RAM
- 8GB free hard disk space
- DirectX 9.0c or DirectX 10 compatible video card with 512MB of RAM
- Creative Sound Blaster X-Fi series sound card
- Internet required for activation

نسخه Xbox 360 سیستم مورد نیازی نداره بجز یک کنسول 360 و یک تلویزیون. ولی شما به HDTVو سیستم صدایه خوب برایه استفاده بهینه از این بازی میخواین. متاسفانه اجرایه وایداسکرین برایه هر دو نسخه کامپیوتر و 360 خشم خیلیها رو برانگیخته. برعکس فیلمها و تقریبا همه بازیهایه موجود در بازار، نسبت تصویر وایداسکرین تو بازیه Bioshock در حقیقت مقداری از تصویر بازی رو کم میکنه. به این دلیل که در حالت وایداسکرین بازی زوم میشه و بعضی از قسمتهایه کناری تصویر بریده میشن و دیده نمیشن. البته 2KGames رویه یک پچ برای این مشکل کار میکنه ولی تا زمانیکه این مقاله نوشته شده پچی عرضه نشده. این انجمن یک راه حل موقتی برای حل این مشکل رویه کامپیوتر عرضه کرده ولی 360 دارا باید برایه پچ رسمی صبر کنن.
لینک:
http://www.gamespot.com/pc/action/bi...d_6177563.html

نسخه کامپیوتر این بازی در هنگام عرضه این بازی دچار چند مشکل در زمینه اینستال کردن این بازی بود. خریدارایه اولیه این بازی متوجه شدن که فقط دو بار میتونن این بازی رو اینستال کنن. عرضه شدن این بازی رویه کامپیوتر همراه بود با مشکلاتی در زمینه فعال کردن بازی بصورت آنلاین. بخاطر مشکلات در سرورها کسانی که این بازی رو خریداری کرده بودن نمیتونستن بازی رو فعال کنن. خوشبختانه 2KGames مشکلات سرور رو بسرعت حل کرد و تعداد اینستال کردن بازی رو به پنج بار رویه پنج کامپیوتر مختلف افزایش داد. این مشکلات حل شد ولی افرادی که به فکر خرید این بازی هستند باید مواظب اشکالات و خطاهایه احتمالی باشن. بعضی از یوزرها با مشکلات بیشماری در زمینه صدا مواجه شدن. این مشکلات شامل تکه تکه شدن صدا، قطع شدن کامل موسیقی و حتی قطع شدن کامل موسیقی و صدا بطوریکه هیچ چیزی شنیده نمیشه. 2KGames احتمالا در حال حاضر رویه یک پچ برایه حل این مشکلات و مشکلات دیگه کار میکنه.
نسخه 360 این بازی هم دارایه مشکلاتی هست که بنظر بعضی یوزها تجربشون کردن. مشکلاتی مثل Crash کردن وهنگ کردن ویا گیر کردن بازی.
"بنظرمیرسه مشکلی در رابطه با سیستم Cache کردن هارد درایو رویه نرم افزار سیستم Xbox 360 هست، و ما در حال کار کردن با مایکروسافت هستیم تا این مشکلو حل کنیم. ما تایید میکنیم که مشکل گیر کردن تو بازی از بین میره اگه Cache هارددرایوتون رو پاک کنید."
برای پاک کردن Cache هارد درایو باید هر دو دکمه RB و LB رو فشار بدید وقتی بازی داره شروع میشه. این کارو باید بسرعت لحظه ای که بازیرو از تو دشبورد اجرا کردید یا زمانی که کنسول داره دوباره بوت میشه انجام بدین. و فقط زمانیکه آرم قرمز 2K Games رویه تصویر اومد میتونید دکمه ها رو رها کنید.

مقایسه تصویری

شما میتونید این بازیرو در کامپیوتر رویه تنظیمات گرافیکی بازی کنید که با نسخه 360 رقابت کنه و حتی پیشی بگیره اگر کامپیوترتون دارای سیستم پیشنهاد شده توسط بازی و یا حتی سیستم فراتری هست. Bioshock از DirectX 10 مزیت میبره و رویه ویندوز ویستا بهتر بنظر میرسه. اگه کامپیوترتون بین حداقل سیستم مورد نیاز و سیستم پیشنهاد شده قرار میگیره میتونید از این راهنما استفاده کنید تا متوجه بشین کامپیوترتون چگونه این بازیرو اجرا میکنه.
لینک:
http://www.gamespot.com/features/6177688/index.html

مقایسه PC کیفیت بالا(High Quality) با Xbox 360



گرافیک نسخه کامپیوتر در بالاترین حالت برابری میکنه با نسخه 360، ولی کامپیوتر رزلوشن بالاتر و ساپورت anti-aliasing حداکثر رو بهتون ارائه میده.



شما خیلی کیفیت تصویر رو قربانی نمیکنید اگه رو 360 بازی کنید.


مقایسه PC کیفیت متوسط( Medium Quality) با Xbox 360




360 پیشی میگیره وقتی ما گرافیک بازی رو رویه Medium Quality قرار میدیم.



نورپردازی رویه دیوارها در حالت Medium Quality در کامپیوتر ناپدید میشن.


مقایسه PC کیفیت پائین( Low Quality) با Xbox 360




بازی Bioshock رو رویه Low Qualityدر کامپیوترتون بازی نکنید. یا سیستمتونو آپگرید کنید یا یک 360 بخرید.




Bioshock از سایه ها بنحو عالی استفاده میکنه تا معلق بودنو نشون بده
و همچنین بازیکنها رو درباره دشمنهایه اطراف راهنمایی کنه.
این بازی لذت بخش نخواهد بود اگه اونو رویه کامپیوتر با تنظیمات Low Quality بازی کنید.


سیستم کنترل و ذخیره بازی(Save)

Saving و Loading

همونجور که بین کامپیوتر بازها متعارفه، شما میتونید با فشردن یک دکمه در هر جایه بازی quickload یا quicksave انجام بدین. با فشاردادن یک کلید میتونید بازی رو سیو کنید دقیقا قبل از اینکه بخواین با یک Big Daddy بجنگید یا جنگی رو دوباره انجام بدین برای ذخیره مهمات. بازی همچنین بصورت اتوماتیک در چک پوینتها سیو میشه. نسخه 360 فاقد quickload یا quicksave هست ولی شما بصورت دستی میتونید بازی رو از طریق منو سیو کنید.
البته quickload یا quicksave خیلی مهم نیست چون این بازی تقریبا هیچ وقت نمیمیرین. در حقیقت شما میتونین تو این بازی از مرگ بعنوان یک تاکتیک استفاده کنید. وقتی میمیرین، همه چیز همونجور که بازیرو ترک کردین میمونه، حتی آسیبی که به دشمناتون رسوندین. کاراکتر شما بسادگی به حیات برمیگرده در نزدیکترین Vita chamber با همه تجهیزات و مهماتی که قبل از مردن داشتید. شما میتونید تو این بازی فقط با استفاده از آچار بجنگید، البته ممکنه بیشتر طول بکشه چون بعضی از دشمنا به اطراف میدون و خودشونو درمان میکنن.

کنترل

درکامپیوتر شما هم میتونید از دسته 360 استفاده کنید وهم از کیبورد/موس. کیبورد/موس دقیقتره برایه کامپیوتربازهایه باتجربه. ولی البته شما سیستم تعویض اسلحه رو که 2KGames برایه کسانی که از گیم پد استفاده میکننو ار دست میدین. بخاطر اینکه افرادی که از دسته 360 استفاده میکنن میتونن بازی رو نگه دارن وقتی میخوان اسلحشونو انتخاب کنن.

انتخاب صدا

نسخه کامپیوتری بازی Bioshock از EAX Advanced HD 4.0 and 5.0 for surround-sound ساپورت میکنه. در حالیکه نسخه 360 از Dolby Digital 5.1 ساپورت میکنه. شما در هر دو پلتفرم تحت پوشش هستید ولی اکثر یوزرها سیستم Surround-sound شون به تلوزیونشون وصله نه کامپیوترشون. البته یه هدفون یا یه اسپیکر استریو هم برایه کامپیوتر صدایه عالی رو بشما میده.

جمع بندی مطالب

درحالیکه دو نسخه بازی شباهتهایه فراوانی دارن، امیدواریم این راهنما درک بهتری ازتفاوها و برتریهایه این دونسخه به شما داده باشه. بایداز خودتون بپرسید آیا ترجیح میدین از گیمپد استفاده کنید یا موس/کیبورد. بعد باید تصمیم بگیرین که چقدر میخواین این بازی زیبا بنظر برسه، چقدر روون اجرا بشه، و چقدر انرژی فکری میخواین صرف انتخاب سخت افزار بکنید. کنسول ساده ترین راه حل سخت افزاریه، درحالیکه کامپیوتر بیشترین انعطاف و همچنین دست بالا رو در زمینه گرافیک داره. کامپیوتر به بازیکنا قابلیت دسترسی به برنامه های مود کردن و تغییر در بازی رو میده، در حالیکه دارندگان 360 باید صبر کنن تا از طریق لایو آپدیتهایه رسمی عرضه بشه. اگه شما معتاد به سیستم اچیومنت رویه کنسول Xbox 360 هستید، Bioshock امتیازهایه راحتی برایه بدست اوردن بهتون تقدیم میکنه. صرفنظر از اینکه شما چه نسخه ای رو انتخاب میکنید، Bioshock یک تجربه بزرگه که منتظر رخ دادنه.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 9:27  توسط مجید   | 

نقد بازي
Company of Heroes
اين بازي از سايت Game Spot امتياز 9 را در يافت كرده است و در E3 2005به عنوان بهترين بازي RTS ان نملشگاه را به خور اختصاص داد
كمپاني سازنده اين بازي Relic نام دارد كه اثار مشهموري همچون War Hammer 40000 را ساخته است
داستان بازي درباره جنگ جهاني دوم است و شما كنترل نيروهاي متفقين به نام Able Company رو بر عهده داريد
در طول بازي شما در ماموريت هاي مختلف جنگ جهاني دوم و البته عمليات هاي D-Day و عمليات نورماندي شركت مي كنيد البته شركت در عمليت نورماندي يك كار تكراري است كه در بازيهاي مختلف حتما اين ماموريت رو انجام داده ايد اما حتما انجام اين ماموريت با اين شكل و شمايل و اين گرافيك باورنكردني حتما لذت بخش است
موتور گرافيكي اين بازي Essence Engine نام دارد و از تمامي امكانات گرافيكي نسل بعد مانند نور پردازي HDR و تكنيك هاي پيشرفته سايه زني و البته DirectX 10 بهره ميبرد
براي مثال با بزرگ نمايي اثرات گلوله و نوع سوختن ساختمان ها در هيچ RTS ديگري ديده نشده


در بخش صدا گذاي شاهد يك شاهكار بي نطير هستيد تمام جزئيات صدايي در بازي به زيبايي شكل گرفته است
در Game Play بازي هم طبق معمول هميشه Relic دست به تغييراتي زده است و اما تغييرات كاملا مناسن است به طوري كه همين تغييرات موجب محبوب شدن اين بازي در بين بازيكنان شده
Relicاين بار توجه خاصي به سرعت جنگ كرده اين بار مابا يك صحنه ي واقعي جنگ جهاني دوم روبه رو هستيم كه بسيار شلوغ است و از طرفي يم لحظه غفلت موجت سكست در ماموريت ميشود

هوش مصنوعي بازي واقعا مثال زدني است
هوش مصنوعی به کار رفته در بازی هم در مورد نیروهای شما هم و هم در مورد نیرو های دشمن (که فقط شامل سرباز های آلمانی می شود) عالی کار شده مثلا اگر شما سرباز خود را در منطقه ی خطر رها کنید این سرباز برای حفظ جان خودش سنگر می گیرد یا زمانی که با نیروهای دشمن روبرو می شود بی گدار به آب نمی زند و مستقیم به دشمن حمله نمی کند بلکه با مخفی شدن در پناهگاه ها از جایی که جان او را حفظ می کند به دشمن شلیک می کند حتی در برخی مواقع دشمن را دور زده و از پشت به او حمله می کند. تمام این توانایی ها در دشمنان شما هم دیده می شود و البته دشمنان از اسلحه های نسبتا قویتری نسبت به شما استفاده می کنند که این کار را برای شما که تازه پیشروی خود را شروع کرده اید سخت تر می کند.

نیروهای مورد استفاده شما شامل پیاده نظام که شامل سرباز های عادی، RPG زن ها، تک تیرانداز ها و افسر ها می شود و همچنین سواره نظام ها که شامل انواع تانک ها، توپ های جنگی، جیپ هایی که بر روی آنها مسلسل نصب شده است می شود هم قابل استفاده هستند البته گروه های خاص مثل تخریب چی ها و آتش افروز ها هم در بازی حضور دارند که برای ادامه کار کاملا لازم هستند. در این بازی هم مانند WarHammer 40Kخبری از حرکت کند و جمع آوری منابع به شکل معمول بازی های RTS نیست بلکه در ابتدا با ساخت یک پایگاه اصلی شروع به ساخت نیرو می کنید و همچنین با فتح قسمت های مختلف نقشه میزان سرمایه و منابع خود را افزایش می دهید. منابعی که در این بازی با آن سر و کار داریم شامل Fuel, Munitions و Manpower می شود. با Munitions می توان به خرید اسلحه و لوازم جنگی پرداخت و همچنین امکان خرید آپگرید ها و قدرت های ویژه را نیز فراهم می کند. Fuel برایخرید تانک و سایر وسایل نقلیه است. با افزایشManpower هم می توان تعداد نیروهای مورد استفاده را افزایش داد. بخش آنلاین بازی هم امکان پشتیبانی از حضور 2 تا 8 نفر را فراهم می کند. پیشرفت در بازی کاملا توسط گیمر مشخص می شود و اینکه شما بخواهید تکنولوژی و نیروی جنگی شما به کدام سو برود حتی نوع مبارزات آینده ی شما را هم تغییر می دهد و این نکته ایست که باعث می شود گیمر علاقه داشته باشد بازی را چند باره و به روش های مختلف بازی کند.
سازندگان بازی در مورد بازی گفته اند “سرباز های واقعی، میدان نبرد واقعی و جنگ واقعی"
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:48  توسط مجید   | 

سبک وسترن یکی از زیبا ترین و جذاب ترین سبک هاب بازیهای کامپیوتری است.امسال نیز غول بازی سازی دنیا UBISOFT با همکاری شرکت تچلند بازی وسترن به سبک جدید در عین حال بسیار مهیج و زیبا Call of Juarez روانه بازار نموده است .این بازی یک بازی تمام عیار اول شخص است که براساس فیلم های مشهور وسترن ساخته شده است .بدون شک اگر واقع بیانه در نظر بگیریم بهترین بازی از همه لحاظ در نوع خود است .شما در این بازی بزرگترین دوئل ها،انواع تیرانداری ها سوار بر اسب و غرب وحشی را انجام میدهید و مطمئن باشید لذت می برید .داستان کلی بازی در رابطه با دو شخصیت مجزا که شباهت زیادی به هم دارند و جدال آنها د طول بازی نشان داده می شود است .نام یکی از آنها که هفت تیر کش بسیار قهاری است به نام Ray Reverend که با توجه به اعمال زشتی که در گذشته انجام داده است از کرده خود پشیمان است و توبه کرده و میخواهد گناهان گذشته خود را جبران کند و کاراکتر دوم بازی جوانی است به نام Billy که به خاطر مشکلات خانوادگی و درگیری با ناپدری خود از خانه فرار کرده است.

Half-Life 2

نا پدری بیلی کسی نیست جز برادر ری ,پس از گذشت مدتی از فرار بیلی مادر و ناپدری اش به قتل می رسند .ری بیلی را عامل اصلی این جنایت تصور می کند و برای پیدا کردن بیلی راهی سفر می شود.از طرفی دیگر بیلی خبر مرگ مادر و ناپدری را می شنود و برای پیدا کردن مقصر جستجو را آغاز می کند.از لحاظ داستان بازی بسیار در سطح بالایی قرار دارد و فیلنامه این بازی را یکی از بزرگترینهای هالیوود به نام ثریس اورکین به عهده داشته است که در نوع خود بی همتا ست البته باید توجه داشته باشیم شرکت بزرگ و مشهور Ubisoft پشت این بازی است. از لحاظ گرافیک نیز بسیار در سطح بسیار بالایی قرار دارد بطوریکه مطمئن باشید بازی در این سبک به این کیفیت تا به حال ندیده اید .

Half-Life 2

دراین بازی سعی شده جزئیات بازی از کوچکترین قسمت تا کاراکتر ها بی نقص طراحی شود این نکته را در همان زمان اولیه بازی می توانید مشاهده کنید.در خلق جنگل ها و جشمه ها از تکنیک جدید Crysi2 استفاده شده که باعث می شود Call of Juarez یک سر گردن از بازیهای دیگر در سطح بالاتری قرار گیرد.
این بازی را از بسیار برخی جهات می توان شبیه بازی Quack IV از لحاظ گرافیک سبک اکشن و دید اسحله و صحنه های جنگی Call Of Duty 2 داستان بازی Faranhit موسیقی Godfather است !با توجه به کیب امتیازات بالا در نمایشگاه بین المللی بازیهای رایانه می توان این بازی را جز کاندیده های بهتربن بازی سال قرار داد.

Half-Life 2

Half-Life 2

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 15:1  توسط مجید   | 

نسخه ی چهارم از بازی راننده (Driver) مدتی پیش به بازار عرضه شد اما این نسخه نیز همانند نسخه ی قبل سوالات زیادی را در ذهن ما ایجاد کرد که آیا واقعا لازم است برای تمام بازی های قدیمی نسخه ی جدیدی عرضه شود و یا اینکه این نسخه ی جدید به چه قیمتی باید ساخته شود ؟ آیا لازم است تمام طرفداران یک بازی قدیمی از نسخه ی جدیدی اظهار نفرت کنند ؟ طراحان بازی بهتر است این نکته را مد نظر داشته باشند داشته باشند که طرفداران بازی طرفدار فرمول قدیمی بازی اما بروز شده هستند هستند نه این بازی که تقلید از بازی های دیگر این سبک و بازگشت به فرمول قدیمی بدون کوچکترین تغییری است . شاید این وسط طراحان بازی Mafia حق داشته باشند نسخه ی جدیدی از بازیشان را به بازار نفرستند زیرا ممکن است به جایگاه بازی Mafia صدمه بزند و برای طراحان بازی هم چشیدن طمع شکست صورت بدی دارد ، اما به نظر می رسد که وضع برای Reflections جور دیگری است . شکستی که Div3r خورد به اعتقاد خیلی ها پایان بسیار بدی برای یک سری بازی عالی بود اما مدت کوتاهی بعد از عرضه ی نسخه PC بازی خبر ساخت چهارمین نسخه ی بازی هم اعلام شد و روزی که ما DrIVer را بازی کردیم باز هم احساس کردیم که تجربه ی خوبی نداشته ایم ولی این تجربه مقداری بهتر از بازی کردن Driv3r بود ، اما باز هم این احساس به ما دست داد که بهترین قسمت بازی نام گزاری آن است.

نسخه ی اول Driver در سال 1999 برای PC و PSOne عرضه شد و جوایزی زیادی برد . دلیل مهم موفقیت بازی استفاده از سبک رانندگی بصورتی داستانی بود ، ایده ی اصلی بازی از بازی های ابتدایی سری GTA گرفته شده بود اما با این تفاوت که بازی با زاویه ی دوربینی مانند تمام بازی های رانندگی قابل انجام بود برخلاف GTA که دارای دوربینی هم ارتفاع بود . داستان بازی در غالب پیام های تلفنی و نوشته های روی تصویر روایت می شد و در مورد یک پلیس مخفی بنام Tanner بود که در یکی از گروه های مافیایی شهر نفوذ کرد و ... . نسخه ی دوم بازی با اضافه کردن میان پرده های گرافیکی و مراحل کوتاهی خارج از اتومبیل توانست نظرات بیشتری را بخود جلب کند ، اما نسخه ی سوم بازی با مشکلات فراوان خود نام Driver را به نابودی کشید تا حدی که بازی نه در بین منتقدان با نظرات خوبی روبرو شد نه در بین گیمر با آن برخورد خوبی شد اما فروش نیمه خوب آن که مدیون طرفدارنش است باعث شد که سازندگان قصد ساخت نسخه ی جدیدی را کنند که وضعیت نسبتا مشابهی با نسخه ی سوم دارد اما کمی بهتر .

 

در یک نگاه کلی به بازی که نام کامل آن DrIVer : Parallel Lines است می توان گفت بازی نسخه ی بروز شده ای از نسخه ی اول بازی است اما حتی به گرد راه نسخه ی اول هم نمی رسد . بازی در نگاهی کوتاه از نسخه ی سوم خیلی بهتر است . اینبار سازندگان به شعور مخاطب خود احترام گذاشته اند و محیط بازی را هم خوب طراحی کرده اند و دقیقا بر خلاف نسخه ی قبل محیط بازی مطابق با استاندارد های امروز صنعت بازی سازی است اما فقط در حد همین استاندارد هاست . بازی حرکتی رو به جلو داشته است اما سرعت و شدت این حرکت خیلی کم است به طوری که می شود گفت بازی در شماره هفتم بالاخره به جایگاه گذشته ی خودش دست می یابد اما به اعتقاد ما بهتر است سازندگان در همین جا به عمر این سری بازی خاتمه دهند.بازی در شهر نیویورک و درسال 1978 شروع می شود . شما در قالب شخصی که خودش را The Kid خطاب می کند و برای بدست آوردن پول و دست و پا کردن نام برای خودش وارد شهر شده است به انجام بازی می پردازید . TK از 18 سالگی شروع به انجام کارهای خلاف کرده است و در ابتدا بیشتر نقش راننده را داشت تا اینکه به مرور از کارهای دزدی و رانندگی خسته می شود و وارد کار قاچاق مواد مخدر می شود ، بعد از مدتی او دستگیر شده و 28 سال به زندان می رود و بازی به زمان حال می رسد زمانی که TK آزاد می شود و قصد انتقام گیری را دارد. داستان بازی در دو بازه ی زمانی مختلف اتفاق می افتد و این امکان را به سازندگان داده است که بتوانند محیط های بازی را به دو صورت مختلف گذشته و آینده نمایش دهند و خوش بخشبختانه سازندگان تفاوت زیادی را برای نیویورک 38 سال پیش با نیویورک زمان حال قائل شده اند . قسمت آزار دهنده ی اصلی بازی اینست که داستان بازی به مقدار زیادی شباهت به بازی GTA:Vice City دارد با این تفاوت که ماجرای قبل از به زندان افتادن نقش اول بازی را هم بازی می کنیم . نکته ای که تا حدودی جالب به نظر می رسد تغییر نقش اول بازی است . در تمام نسخه های قبل نقش اول بازی یک پلیس مخفی بنام Tanner بود که در نسخه ی سوم توسط Jericko در یک مبارزه ی خیابانی در پایان بازی کشته شد . تعویض قهرمان کار جالبی بوده اما مشکل اینجاست که قهرمان جدید در حد و اندازه های قهرمان قدیمی نیست و نتوانسته جای او را پر کند . شخصیت پردازی در بازی معنای خاصی پیدا نمی کند ، در مورد پیش زمینه ی هیچ کدام از شخصیت های فرعی اطلاعی به گیمر داده نمی شود و اصولا فرقی نمی کرد که این شخصیت ها چه ظاهری داشته باشند یا نام آنها چه چیزی باشد . نقش اول بازی هم همانطور که اشاره شد جذابیتی در حد نقش اول یک بازی را ندارد و معرفی درستی از او ارائه نمی شود . در مجموع داستان بازی دارای مشکلات زیادیست که چشم پوشی از آنها غیر ممکن است که شاید با صرف کردن کمی وقت بیشتر این مشکلات قابل حل بودند و این امکان وجود داشت که خط داستانی قابل قبول تری را برای بازی ارائه کرد .

 

گرافیک بازی نمره ی بالایی می گیرد اما دلیل اصلی نه گرافیک خود بازی بلکه میان پرده های با کیفیت و باورنکردنی آن است . میان پرده های نسخه ی دوم و سوم بازی عالی بودند ولی این دفعه در قسمت چهارم طراحی میان پرده ها به اوج رسیده است . تفاوت آنچنانی بین میانپرده ها و واقعیت وجود ندارد ، همه چیز در میانپرده ها دارای پرداختی عالی هستند از انفجار ها و شلیک های اسلحه تا حرکت های چهره ی شخصیت ها در هنگام صحبت و انتقال احساسات فراتر از عالی هستند اما ، بدلیل این چنین میانپرده های عظیم و زیبایی زمانی که وارد بازی اصلی می شویم کاملا ناامید می شویم چرا که گرافیک گیم پلی بازی حتی به چند فرسخی گرافیک میانپرده ها هم نمی رسد . البته نا گفته نماند که گرافیک بازی بد نیست اما انتظاری که با توجه به میانپرده ها در گیمر بوجود می آورد حتی به مقدار کمی توسط گرافیک موجود در بازی پاسخ داده نمی شود . گرافیک نسبت به نسخه ی سوم پیشرفت قابل توجهی داشت ، بازی دارای محیط های طراحی شده ای است ، بر خلاف نسخه ی قبل محیط های بازی کامل قابل قبول هستند و باز هم برخلاف نسخه ی قبل اینبار ساختمان ها در بازی دارای طراحی بسیار مناسبی هستند و با اطمینان می توان که در بین بازی های هم سبک از طراحی بهتری برخوردارند و مقام اول را در این بخش می گیرد . در بخش طراحی شخصیت ها و متحرک سازی آن ها مشکلات زیادی دیده می شود مخصوصا در زمان دویدن که حرکات بدن اصلا با هم هماهنگ نیست . طراحی اتومبیل ها عالی ترین بخش گرافیک گیم پلی را تشکیل می دهند ، رنگ های اتومبیل ها از زیبایی بالایی برخوردار هستند و از همه مهمتر اینکه نوع برخورد اتومبیل در نوع صدمه دیدن آن موثر هستند و با توجه به نوع تصادف صدمه ی خاصی برای بازی تعریف شده است که از جمله نکات مثبت بازیست که کاملا به چشم می آید .گیم پلی بازی دارای مشکلاتیست که به مقدار بسیار زیادی به کیفیت بازی صدمه زده اند . بازی از لحاظ گیم پلی به حال و هوای نسخه ی اول و دوم بر گشته که بسیار خوب است اما مشکل در اینجاست که کوچکترین سعی ای توسط سازندگان برای امروزی کردن فرمول قدیمی بازی نشده است ، اگر قسمت های مبارزه های کوتاه در بازی وجود نداشت بازی کاملا یک بازی رانندگی بود که قصد آن رفتن به بخش های مختلف محیط بازی بود اما اشکال بزرگ کار اینجاست که قسمت های مبارزه هم بازی را از یکنواختی در نیاورده اند . محیط بازی بسیار وسیع است و این اولین باریست که فقط یک شهر محیط کلی بازی را تشکیل می دهد . تقریبا نیویورک به طور کامل در بازی حضور دارد و این باعث شده که محیطی بزرگتر از نسخه ی قبل را شاهد باشیم که در آن سه شهر حضور داشتند! بازی در دو بازه ی زمانی مختلف اتفاق می افتد که در هردو بازه ی زمانی محیط بازی کاملا متفاوت است و این احساس را به گیمر می دهد که واقعا بازی را در دو زمان مختلف انجام می دهد همچنین وسایل نقلیه و اسلحه ها هم کاملا متفاوت هستند . ماموریت های بازی بیشتر شامل رانندگی و تعقیب و گریز هستند اما بدلیل ضعف بسیار زیاد هوش مصنوعی تعقیب کنندگان شما که بیشتر پلیس ها هستند هیجان بازی در سطح بسیار پایینی قرار دارد ، البته بخش رانندگی بازی از کنترل بسیار خوبی برخوردار است که این امر باعث بالا رفتن کیفیت این بخش شده است . مراحل تیراندازی و مبارزه ای که تعداد کمی را تشکیل می دهند و بیشتر در لابلای بخش های رانندگی قرار دارند فاقد جذابیت لازم هستند و بدلیل کنترل بسیار بد بازی آزار دهنده هستند

 

 

 

نکته ی جالب توجه دیگر گیم پلی بازی تفاوت در سرعت اتومبیل ها در دو بازه ی زمانی است والبته اینکه کنترل اتومبیل های زمان حال به طور نامحسوسی نرمتر است . سیستم تعقیب پلیس هم در بازی جالب است بطوریکه دو مدل سیستم تعقیب و گریز وجود دارد ، یکی مربوط به شخصیت بازی و دیگری مربوط به اتومبیل مورد استفاده است ، از طرفی همانند بازی MGS پلیس دارای زاویه دید هستند که اگر در این محدود شما دست به کار خلاف بزنید پلیس ها به سرعت به دستگیری شما اقدام می کنند . شما در هر لحظه از بازی در هر جایی که بخواهید می توانید اتومبیل مورد نظرتان را سرقت کنید . در بازی امکان ایجاد تغییرات در اتومبیل هم قرار داده شده که در پیشروی کار شما در بازی کمک بزرگی محسوب می شود البته وابسته شدن به یک اتومبیل باعث می شود که شما سرسختانه تر توسط پلیس مورد تعقیب قرار بگیرید . تعدادی مراحل اضافه هم در بازی وجود دارد که برای بدست آوردن پول هستند مثل مسابقه ی اتومبیل رانی ، دزدی از اتومبیل های حامل و ... . تعدادی از مراحل بازی ما را یاد GTA انداخت که برای یک بازی جدید صورت خوشی نخواهد داشت . در مجموع باید گفت که بازی در بخش گیم پلی فاقد جذابیت لازم است و به شدت کسل کننده می باشد .در بخش صداگزاری و موزیک بازی در سطح خوبی کار کرده است . صداگزاری بازی هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ تطبیق با چهره بسیار عالی بوده است . موزیک متن بازی هم خوب بوده اما متاسفانه بدلیل تکراری شدن تا پایان بازی از ارزش آن به مقدار زیادی کاسته شده است . نبود ایستگاه های رادیویی در بازی هم از مشکلات آن محسوب می شود زیرا زمانی که شما وارد اتومبیل می شوید چند قطعه موسیقی پخش می شود که قرار است به جای رادیو عمل کنند اما بعلت کم بودن تعداد این قطعات بسیار آزار دهنده به نظر می رسند . صدای اسلحه ها هم در سطح متوسطی قرار داشته چون بیشتر اسلحه ها دارای یک صدای مشترک هستند .

 

در پایان پیشنهاد خاصی در زمینه ی انجام این بازی برای شما ندارم چون برای طرفداران بازی که از نسخه ی سوم ناامید شده بودند بازی خوبیست و برای دیگر گیمرها بازی جالبی نمی باشد و در مجموع اگر قصد شما انجام یک بازی خوب است به سراغ این بازی نروید .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 18:7  توسط مجید   | 

بعد از مدت ها جنجال بی خودی و بزرگنمایی های بیش از حد تبلیغاتی بالاخره بازی Rise & Fall عرضه شد. در طی ساخت بازی پس از گذشت چندی شرکت طراح بازی اعلام تعطیلی کرد و ادامه ی ساخت بازی بر عهده ی شرکت دیگری گزارده شد. (نا گفته نماند که هر دو شرکت از زیر شاخه های کوچک Midway هستند) در حال حاضر این بازی با پایین ترین کیفیت ممکن و کلیشه ای ترین حالت موجود وارد بازار شده است و فقط این سوال را در ذهن ما به وجود می آورد که آیا Midway این بازی را آزمایش نکرده به بازار فرستاده است؟ یا برای اثبات اینکه می شود بدترین بازی های سال را هم ساخت این بازی را منتشر کرده است! یک مخلوط نه چندان جالب از سبک های استراتژی و سوم شخص. این بازی یک بار دیگر برای طرفداران سبک RTS زنگ خطری بود تا متوجه بشوند که سبک RTS تقریبا افت شدیدی کرده و دیگر دوران اوج چند سال پیش خود را طی نمی کند. در یکی دو سال گذشته تقریبا RTS هم گام با FPS در PC پیش می رفت ولی در این دو سال اخیر شاهد افت شدید بازی های این سبک بودیم. دلیل آن هم بیشتر می تواند نبود امکان نو آوری در این سبک بوده است ولی شاید ایده هایی باشند که هنوز سازنده ها به سراغ آنها نرفته اند و نمونه هایی مانند BFME1 و Empire at War دلیلی بر این مدعاست.

 

R&F تقریبا هیچ چیز جدیدی را به پیکره ی RTS اضافه نکرده است و شاید بتوان گفت که این بازی تلفیق کاملا ضعیفی از تمام بازی های موفق این چند سال اخیر بوده است اما این تلفیق بیشتر مانند یک تقلید بچه گانه می ماند. بازی از دو campaign مختلف در دو منطه ی مختلف کره ی زمین و دو داستان مختلف تشکیل شده است. داستان یکی در مورد کلئوپاترا و تلاش او برای حفظ مصر در مقابل حمله ی رومیان است حال آنکه دیگری در مورد مبارزات اسکندر مقدونی با پارس هاست. در بازی شخصیت های مهم دیگری مثل آشیل، مارک آنتونی و ژولیوس سزار هم وجود دارند تا بعد تاریخی بازی گسترش بیشتری پیدا کند، اما این شخصیت ها همگی اسم هستند و آن اباهت توصیفاتشان را ندارند. در بین سربازهایی که هر کدام نژادهایی دارند تفاوت زیادی دیده نمی شود یعنی اینکه اگر شما برای خرید نیرو های مصری همان مقدار هزینه ای را بدهید که برای خرید یک نیروی یونانی داده اید این دو نیرو از لحاظ کارایی تفاوتی با هم ندارند و فقط از لحاظ ظاهر با هم متفاوتند. ساختمان های بازی اگر نگوییم همه هم شکل هستند لااقل قریب به 90 درصدشان شبیه هم هستند که این یک مشکل بزرگ برای بازی محسوب می شود چرا که، هم تعداد نژاد کم بوده هم اینکه بازی آنچنان طولانی نیست که طراحی ساختمان های متفاوت وقت زیادی را از سازندگان بگیرد و این یکی از دلایلیست که ثابت می کند بازی قبل از عرضه به بازار کوچکترین آزمایشی را نگذرانده است. منابعی که بازی کننده با آنها سر و کار دارد طلا، چوب و افتخار هستند  طلا و چوب باید مطابق معمول تمام بازی های این سبک استخراج شوند اما افتخار با جنگیدن بیشتر، ساختن ساختمان و گردش در نقشه ی بازی بدست می آید. با بالا بردن درجه ی Hero می توانید از نیروهای خاصی بهره مند شوید مثلا سرعت ساخت ساختمان و نیرو ها و استخراج منابع را افزایش دهید یا به نیرو های قویتر و جدیدتری دسترسی پیدا کنید. بخش مهم و نسبتا جذاب (البته جذاب در مقابل بخش های دیگر) دیگر بازی مبارزات کشتی هاست که البته باز هم مثل اکثر قسمت های بازی، این بخش هم از مشکل طراحی یکسان برای همه ی نژاد رنج می برد. بخش مبارزات دریایی پرداختی عالی داشته است، تقریبا برای انجام این بخش و به نتیجه رسیدن در آن نوع چیدن کشتی ها خیلی مهمتر از قدرت آنهاست، اصولا مثل مبارزه روی زمین شما نیاز به یک استراتژی برای پیروزی در مبارزات دارید. شما می توانید کشتی های خود را پر از نیرو کنید و به جنگ بفرستید. یک کشتی خالی از نیرو حکم یک خطر جدی را برای شما دارد زیرا دشمنان شما می توانند با نزدیک شدن به آن کشتی سوار آن شوند و از آن علیه شما استفاده کنند و البته شما هم می توانید کشتی های دشمن را در اختیار بگیرید. بطور کلی برای اولین بار است که این احساس به شما دست می دهد که چیزی بنام نیروی دریایی هم در بین نیروهای شما قرار دارد، شاید همین قسمت را بتوان برترین بخش آن نام برد.

 

در این بازی می توانید کنترل Hero ها را از زاویه دید سوم شخص هم بدست بگیرید که بسیار جالب است و شاید تنها قسمتی از بازی باشد تا حدودی به چشم جدید بیاید. در این بخش شما می توانید به مبارزه بپردازید، راه ها را باز کنید اما این زاویه دید در همین سطح باقی می ماند و هیچ چیز اضافه ای ندارد. سازندگان می توانستند با قرار دادن تعدادی فرمان که بوسیله ی آنها می توانستید سپاهتان را کنترل کنید جذابیت بیشتری به این بخش دهند. این بخش بازی کار پیشروی در بازی را خیلی راحت تر می کند ولی همه چیز به سرعت عمل شما بستگی دارد. این بخش شباهت زیادی به بازی هایی مانند Dynasty Warriors دارد که در این بخش شما با کنترل Hero بصورت یک بازی hack-and-slash می توانید تعداد بسیار زیادی از سربازهای دشمن را ناکار کنید. شاید تنها جایی از بازی که Hero ها کارآمد باشند را بتوان همین قسمت دانست چون در بخش RTS بازی تنها مزیت Hero های شما اینست که می توانید قدرت آنها را افزایش و اثر ضربات آنها را قویتر کنید ولی استفاده از قدرت های Hero  ها در دید سوم شخص بسیار کارآمد تر است. مشکل دیگر این بخش اینست که چیزی بنام کمبو در این بخش وجود ندارد که در حقیقت وجود سیستم کمبو برای این بخش بازی بسیار واجب بوده و نبود آن مقدار زیادی از هیجان این بخش را از بین برده است، تنها کاری که شما در این بخش می توانید بکنید فشار دادن کلید سمت چپ موس و حرکت به طرفین است. بازی از هوش مصنوعی بسیار ضعیفی که دارد رنج می کشد که این ضعف هم در بین نیروهای شما و هم در بین نیروهای دشمن دیده می شود. مثلا شما قصد دارید که سربازانتان را از بین دو ساختمان عبور دهید اما چنین چیزی غیر ممکن است، چون نیروهای شما تمام ساختمان های آن منطقه را دور می زنند و از آن منطقه خارج می شوند! یا مثلا نیروهای شما و نیروهای دشمن به خودشان زحمتی نمی دهند که با حمله به منجنیق های طرف مقابل از نابودی ساختمان های خود جلو گیری کنند و از همه بدتر نیرو های شما اگر مورد حمله هم قرار بگیرند دست به عکس العمل نمی زنند زیرا نیروها کاملا فرمان بردار هستند و فقط از شما دستور می گیرند!

ریتم بازی خیلی کند است و با انجام بازی هایی مثل  Empire at War ،BFMEII ،WH40K و ... تقریبا انجام این بازی به شدت آزار دهنده است. هیچ چیز آن جوری که بازی کننده می خواهد پیش نمی رود، شما باید به آرامی منابع مورد نیاز خود را استخراج کنید و با استفاده از آنها تعداد زیادی ساختمان بسازید که همه آنها در بازی مورد نیاز است و باید همه آنها را ساخت. از طرفی بدون داشتن یک Hero کار شما تقریبا به جایی نمی رسد اما مساله اینجاست که پیشرفت بازی وابسته به پیشرفت Hero هاست و شما باید تمام منابع و نیروهای خود را برای پیشرفت Hero حرام کنید. در بخش مولتی پلیر بازی برای انجام بازی از 8 بازیکن پشتیبانی می کند تعداد Map های این بخش برای ساخت یک بخش چند نفره خوب کافی است اما مشکلات موجود در گیم پلی به این قسمت هم آسیب های خود را وارد کرده است. بخش Skirmish هم مطابق رسم همیشگی بازی های استراتژی در این بازی هم وجود دارد که بخش تمرینی بازی های استراتژی محسوب می شود.

در بخش گرافیک بازی خوب بوده اما بروز عمل نکرده است. در بازی های استراتژی نوین که شروع تب آن از 2004 شروع شد دیگر بیشتر قسمت های Map ها بصورت آبجکت طراحی می شوند ولی در مورد R&F می شود گفت 80 درصد Map ها بصورت تکسچر ساخته شده اند. مثلا در بازی چمن و خاک به یک شکل هستند ولی با این تفاوت که از لحاظ رنگ با هم فرق دارند یعنی اینکه چمن های روی زمین چسبیده اند و چیزی به ساقه برای چمن وجود ندارد! مشکل عظیم بازی زمانی خودش را نشان می دهد که که شما در حالت سوم شخص قصد انجام بازی را داشته باشید. در این هنگام است که همه چیز را به شکل تخت می بینید و انعطافی از بدن Hero و دیگر نیروها در هنگام حرکت نخواهید دید. متاسفانه Draw Distance بازی هم خیلی کم است و سازندگان برای رفع این عیب تعداد کوهستان ها را زیاد کرده اند! در نور پردازی بازی هم اشکالات زیادی وجود دارد، مثلا چیزی به اسم نیم سایه در بازی وجود ندارد و سایه ها هم کاملا سیاه هستند. از طرفی در اطراف سایه ها هم، همه چیز خیلی روشن است. ولی طراحی آب بسیار خوب انجام شده است یا بهتر بگوییم لااقل بهتر از سایر بخش های بازی است. نوع حرکت آب در هنگام پارو زدن و عبور کشتی ها از میان آن بسیار عالی کار شده است و رنگ آب کاملا طبیعی است. در مجموع بازی از لحاظ گرافیکی در حد انتظارات ظاهر نشده است و می توانست خیلی بهتر از این چیزی باشد که در حال حاضر است. بازی در بخش موزیک ها بسیار عالی است و از نظر ما نمره کامل را می گیرد اما در قسمت صدا گزاری با یک فاجعه ی خیلی بزرگ روبرو هستیم. از طرفی افکت های صوتی بازی هم خیلی بی خود هستند چرا که چیز زیادی به اسم افکت صوتی در بازی وجود ندارد! با وجود اینکه بازی با تبلیغات و سر و صدای زیادی وارد بازار اما به سادگی از دور رقابت خارج شد یا بهتر بگوییم اصلا وارد رقابت نشد. اکثر قسمت های بازی در سطح پایینی قرار دارند و با این کیفیت پایین بازی توانایی رقابت با بازی ها نوین استراتژی را به هیچ وجه ندارد. عرضه ی این بازی ثابت کرد هر کسی نمی تواند نکته ی جدیدی را وارد این سبک کند شاید فقط این کار از Petroglyph بربیاید که خودشان در West Wood این سبک را خلق کردند.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 14:34  توسط مجید   | 

شركت توسعه دهنده بازی یعنی Bethseda Softworks به طور کامل مي دانست كه از بازي خود چه مي خواهد. از سال 1996 اين شركت به دنبال يك ديد منحصر به فرد بود. ديدي كه شركت، سبك RPG را در آن مي ديد. يك چيز عظيم، دنيايي بي پايان با گيم پلي باز (منظور سيستم انتهاي باز در مورد داستان و طريقه ي به پايان رساندن مراحل و بازيست) و گنجايش بسيار زياد عالم بازي كه گیمر ها را براي ماه ها سرگرم كند.
اولين كوشش ها براي دستيابي به اين هدف The Elder Scrolls II: Daggerfall بود. يك بازي با باگ ها و مسائل تكنيكي كه بعضي ها را ناراحت، بقيه را خشمگين و عده ي زيادي را هم مجبور به كنار گذاشتن بازي كرد اما در اين بازي ذوق و خلاقيتي خوبي به كار رفته بود.
كوشش بعدي كه در سال 2002 صورت گرفت نسخه دیگری از بازي به نام Morrowind بود که البته پيشرفت خوبي داشت. اين بازي به صورت خطي بود و داخل شدن در آن راحت، اما فقط دنياي بازي بزرگ و ژرف بود. گرافيك پيشرفت كرده بود و گيم پلي بازي نيز بهتر شده بود. اما براي اين بازي هم با تمام موارد فوق همان مشكلات نسخه قبلي يعني بي مهري گیمر ها تا حدودی تكرار شد.
جهشي سريع به سال 2006...
شركت مذكور به تازگي بازي جديدي از سري The Elder Scrolls به نام Oblivion را روانه بازار كرده است. اين بازي بسيار عالي است. كمي خطي است و نسبتا راحت اما حتي از سري قبلي هم عميق تر و بزرگ تر است. اگر چه اين بازي بسيار عالي است اما باگ ها و مشكلات تكنيكي هنوز هم در آن به چشم مي خورد و اين موضوع ممكن است خيلي ها را تا حدودی برنجاند.


جستجوي آزادي در Tamriel
Oblivion
در مكاني در Tamriel اتفاق مي افتد. يك دنياي خيالي متشكل از مخلوطي از انسان هاي معمولي، Elf ها و Orc ها، در كنار موجودات غير معمول ديگر مانند نيمه شير ها و حتي نژادي سوسمار گونه به نام Argonian و ... که هر یک دارای خصوصیات متفاوتی می باشند، ولي اين ها همه چيز نيست.
در ابتدای بازی در مسیر داستان بازی کمی از قابلیت های بازی به شما آموزش داده می شود و می توانید آنها را امتحان کنید. به عنوان مثال می توانید موجودات را با شمشیر، تبِرکمان و یا چند جادوی مختلف بکشید، قفل ها را باز کنید، با مخفیکاری پیش بروید، جیب بزنید و تعدادي دیگر از امکانات بی نهایت Oblivion را امتحان کنید. هنگامی که شما کمی در بازی پیش رفتید، به شما اين امکان داده خواهد شد که انتخاب کنید چه شخصیتی می خواهید داشته باشید. در این مرحله مقداری Class از پیش تعیین شده است که می توانید آنها را انتخاب کنید، یا می توانید Class مورد نظر خود را بسازید. همچنین شما باید انتخاب کنید که در چه ماهی به دنیا آمده اید (که به صورت فلکی های مختلف مشخص می شود). در هر ماهی که به دنیا آمده باشید، نقاط قوت (و بعضا ضعف) خاص خود را خواهید داشت.
البته هنگام انتخاب اول زیاد نگران نباشید! تا وقتی که در تونل های زیر زمینی زندان در حال تمرین و آموزش هستید می توانید در مورد این مسائل بیشتر فکر کنید، هنگامی که می خواهید برای بار اول وارد دنیای بازی شوید، به شما امکان داده خواهد شد که هر چیزی را می خواهید عوض کنید. از ماه تولد گرفته تا تنطیماتClass و حتی نژاد و نام خود را. پس از آن شما وارد دنیای عظیم بازی خواهید شد تا راه خود را در این دنیا پیدا کنید.
اصولا سری بازی های Elder Scrolls بدین گونه است که هر فرد چندین بار کاراکتر جدید می سازد و مدتی با آن بازی می کند. پس از چندین False Start فرد کاراکتر مورد علاقه خود را شناخته و می تواند
مستقیما آن را ساخته و بازی اصلی را با آن شروع کند.


اين بازي مانند بازي هاي پيش از آن با يك بازيكن كه به جرمي در زندان است آغار می شود. اگرچه شما زياد آنجا نمي مانيد چرا که شما در خواب پادشاه آمده اید و ناجي شما كسي نيست جز امپراطور Tamriel (با صداپيشگي پاتريك استوارت)، كسي كه از دست آدم كش هاي مرموز فرار كرده است و تنها راه از بین بردن دروازه های Oblivion را در شما جستجو کرده است. کمی جلوتر متوجه می شوید که گروهی مرموز به نام Mythic Dawn که افراد پرستشگر Daedric Prince به نام Mehrunes Dagon هستند تمامی پسران پادشاه را کشته اند ولی در سوءقصد به جان پادشاه ناکام مانده اند. برای بازیکنان Morrowind نام Mehrunes Dagon آشنا است. مجسمه ای که در پاداش به انجام کاری برای وی به بازیکن یک خنجر جادویی اهدا می کرد.
هدف این گروه از کشتن پادشاه و پسران وی، متصل کردن بخش اهریمنی دنیا یعنی Oblivion به دنیای واقعی است تا از این طریق بتوانند بر Tamriel حاکم شوند. در زمان های گذشته راه ورود از Oblivion به Tamriel توسط جادویی قوی بسته شده است. هر بار که امپراطور جدیدی از سلسله Septim به سلطنت می رسد وی با حضور در Golden Tower و همراه داشتن Amulet of Kings مرکز این جادو یعنی Dragonfires را روشن می کند . با سوءقصد به جان امپراطور این آتش ها خاموش شده و افراد گروه Mythic Dawn می توانند درهایی به سوی Oblivion باز کنند که گیمر بعد ها در همه سرزمین Tamriel با آنها روبرو خواهد شد.
طبيعتا بعد از مرگ امپراطور اين وظيفه گیمر است تا راه حلي براي جلوگيري از تجاوز Oblivion پيدا كند. يا شايد هم نه!! يكي از مزايايي كه اين سري بازي داراست آزادي غير قابل انكار آن براي گیمر ها است تا به آنچه كه آرزو دارند عمل كنند. اين آزادي در Oblivion نيز وجود دارد. اگر گیمر بخواهد مي تواند از داستان اصلي دور شده و هرگز به آن باز نگردد. بنابراين آنها براي انجام بازي كاملا آزادند. به راستي يكي از جنبه هاي عالي بازي امكان قدم زدن و لذت بردن از دنياي بزرگ بازي و كشف تمام چيزهاي جديد طي هر جست و جو است.
بخشي از آزادي هاي بازي مربوط به توسعه شخصيت هاي بازي، كيمياگري (تركيب آيتم ها) و سيستم جادوگري بازي است. توسعه شخصيت ها نسبت به عناوين نسخه قبلي چندان فرقي نكرده. بر عكس ساير سيستم هاي RPG سيستم ارتقا شخصيت گیمر به صورت دلخواه و امتيازي نيست. در عوض توانايي هاي گیمر در حين تمرين افزايش پيدا مي كند.
گیمر هر چه بيشتر از ضربات شمشيرش در بازي استفاده كند مهارت هاي او در جنگ به وسيله شمشير بيشتر مي شود. جادو هاي معمولي و جادوهاي تركيبي نيز پيشرفت پيدا مي كنند وقتي كه در بازي صورت هاي مختلفي از جادوهاي پيش ساخته، آيتم هاي جادويي و شربت هاي قدرتمند وجود دارد. سيستم دستي راحت براي ساخت آيتم ها و جادوهاي دلخواه به معني آزادي كامل گیمر در اين زمينه است.
اين موضوع بدين معني است كه توسعه ي شخصيت ها تا درجه زيادي مبتني بر چگونگي بازي گیمر در طي بازي است، نه تصميم گيري هاي شخصي او و ساخته هاي بدون اطلاع او در مراحل بازي.
اين هميشه راحت نيست كه شما مجبور باشيد يك شخصيت با توانايي مشخص را در ابتداي بازي انتخاب كنيد و بعد توانايي هاي او را بالا ببريد بلكه شما مي توانيد در اين بازي فقط با تمرين يك جنگجو را كاملا تغيير داده و او را به يك دانشمند تبديل كنيد و اين عـــــــــــــــــــالي است.
در مورد افزایش مهارت ها نیز نسبت به بازی قبلی تفاوت های چندی را شاهد هستیم . در این بازی هر مهارت دارای پنج سطح است که بر اساس قدرت شخص در هر یک از آنها قابلیت ها و ویژگی های خاصی به وی داده می شود . این سطوح به ترتیب عبارتند از:

Novice(0-25) - Apprentice(25-50)- Journeyman(50-75) - Expert(75-100) - Master(100)

به عنوان مثال شخصی که در قابلیت Sneak دارای درجه Apprentice باشد در هنگامی که در حال Sneak و بدون دیده شدن اقدام به حمله کند 3X Damage می زند.


نکته دیگر در Oblivion این است که بر خلاف Morrowind دیگر طلا به اندازه زیاد در دست شما نیست. در آن بازی پس از مدتی از شروع بازی گیمر پول زیادی به دست می آورد و می توانست تا هر چه که بخواهد خریداری کند . همچنین می توانست تا آنجا که می تواند از Trainer ها استفاده کند و قابلیت های خود را افزایش دهد. در این نسخه از بازی در هر درجه تنها می توان پنج بار از Trainer ها استفاده کرد.
در بازی چهار Guild وجود دارد که می توانید در آنها عضو شوید که هر کدام از آنها داستان خاص خود را دنبال می کنند. شما با پیشرفت در این گروه ها می توانید به مقام ریاست یا استاد اعظمي آن گروه برسید! اگر شما در دزدی، جادو، مبارزه یا جنايت! مهارت دارید، در این بازی گروهی صرفا برای شما وجود خواهد داشت، البته برای عضویت در این گروه ها باید مهارت خود را به نمایش بگذارید. به عنوان مثال اولین ماموریت برای عضو شدن در گروه دزدان این است که باید یک شی را دزدیده و نزد کسی ببرید. نقطه جالب توجه این است که دو نفر دیگر در این مرحله با شما رقابت می کنند، ولی نگران نباشید اگر یکی از آنها زودتر از شما شی مورد نظر را یافت، شما می توانید شي را از او نیز بدزدید! همچنین شما می توانید در Arena شرکت کنید، جایی مانند رزمگاه گلادیاتور ها. شما می توانید روی جنگجو ها شرط بندی کنید و یا وارد مسابقات شده، روی جان خودتان شرط بندی کنید!
همچنین به نظر می رسد تمام آنهایی که در Tamriel حضور دارند، روزی به کمک نیاز خواهند داشت حتی خود شما. شما می توانید با تمام موجودات عاقل (به جز راهزنها) صحبت کرده، با آنها دوست شوید تا آنها با شما درد دل کنند و یا می توانید از آنها کمک بخواهید و اگر آنها از شما کمک خواستند به هر صورتی که مایلید به آنها جواب بدهید.
در دنیای بازی Oblivion همه نوع خرابه، غار، پایگاه، مخفیگاه و ساختمان مجلل یافت می شود، بعضا مکان هایی یافت می شوند که داستان و سرگذشت خاص خود را دارند، و بعضا در آنها گنجینه هایی نيز هست که از آن ها به شدت مراقبت می شود.
یکی از قابلیتهای جالب در بازی صبر کردن است. شما می توانید هر ساعت را در یک ثانیه طی کنید! برای صبر کردن، هم می توانید ایستاده صبر کنید هم می توانید بخوابید. البته خوابیدن مزایای بیشتری دارد زیرا باعث می شود انرژی و سلامتی از دست رفته شما باز گردد. البته اگر تحت تعقیب باشید یا خطری در کمین شما باشد، نمی توانید صبر کنید یا مسافرت سریع انجام دهید. همچنین برای خوابیدن حتما باید رختخوابی مهیا باشد!! البته اگر دزدکی وارد خانه ی مردم بشويد نمی توانید بخوابید! همچنین اگر دستگیر شويد و به زندان فرستاده شويد با یک کلیک می توانید از زندان بیرون بیایید. می توانید تمام طول حبس خود را بخوابید!
یکی از نقاط قوت بازي هوش مصنوعی شخصيت هاست. به عنوان مثال اگر با زندانبان یک شهر طرح دوستی بریزید و سپس به زندان بروید دوست شما حامي خوبي برايتان خواهد بود. اگر با هم سلولی خود دعوا کنید (حتی اگر مقصر شما باشید) زندانبان به سرعت وارد عمل شده و حساب طرف مقابل را تصفیه می کنند. پس بیاد داشته باشید: یکی از عوامل موفقیت در Oblivion شخصیت و محبوبیت شما نزد مردم است.
براي دارندگان سيستم هاي PC بسته مكملي پس از انتشار بازي به منظور دانلود قرار داده مي شود. اين يك بسته مكمل قوي است كه گیمر ها بوسيله آن مي توانند ظاهر بازي را تغيير دهند. دنياي بازي را بهتر كنند و حتي مراحل شخصي خود را بوجود بياورند. البته بدون اين بسته مكمل هم به طور حتم لذت كافي را از بازي خواهيد برد.


دنياي واقعي Tamriel
يكي از جنبه هاي جالب توجه بازي احساس واقعي بودن دنياي آن است. شلوغي بسيار جالب ابتداي بازي در هنگام فرار از زندان منظره بسيار زيبايي را بوجود آورده و درك گیمر از هر چيزي كه مي تواند ببيند را واقعي می کند.
دنياي Tamriel واقعا عظيم است و حتي يك سانت هم خالي از كارها و چيز هاي جالب نمي بينيد. مراحل Oblivion مانند ساير بازي هاي خطي سبك RPG بزرگ، دوست داشتني و زيبا هستند. صرفا شما با انجام دادن بخش ها و مراحل اصلي موجود در بازي 90% از كل بازي را از دست مي دهيد كه البته همين 10% هم بيش از 40 ساعت از وقت شما را خواهد گرفت. اين اغراق نيست و بازي كردن Oblivion به طور كامل ماه ها شما را سرگرم خواهد كرد و نه فقط چندين روز.
اگرچه عظمت محيط بازي در سايه ي طراحي عالي محيط، ماموريت ها، و گيم پلي مناسب اصلا آزار دهنده نيست اما كمك دهنده هاي مسافرت سريع هم براي گیمر فراهم شده و اين به گیمر ها اجازه مي دهد به وسيله نقشه به سرعت به نقاط قبلي كه رفته اند برگردند. که این یکی از مشکلات موجود در Morrowind را برطرف کرده بود. برای مقایسه این دو بازی می توان به چگونگی مسافرت در دو بازی معروف World of Warcraft و Guild Wars اشاره کرد که در اولی می توان از تعداد محدودی teleporter استفاده کرد ولی در دومی می توان از هر نقطه به هر شهری که قبلا به آن وارد شده بودید سفر کرد. همچنين جهت يابي در بازي وجود دارد كه گیمر را براي جابجاي در محيط بازي بسيار كمك مي كند. به هر حال اين ابزار جهت يابي به زيبايي با محيط بازي همراه شده اند.
از زيبايي هاي Tamriel اين است كه هيچ كدام از ماموريت هاي آن غير طبيعي نيستند، همه ي آنها از يك سياست سرچشمه مي گيرند، كيفيت روابط موجود در بازي. كارهايي كه انجام مي دهيد با يكديگر رابطه دارند و بر روي همه چيز تاثير مي گذارد.


ماموريت هاي جانبي و حتي موقعيت هاي اتفاقي همه و همه با يك داستان اصلي در رابطه هستند. مثال مورد علاقه ي من يك اتفاق است كه طي آن من يك مجسمه پيدا كردم كه آن را برداشتم و فروختم و با كسي صحبت كردم كه 11 عدد از اين مجسمه هاي كم ياب را از من می خواست. او نظري در مورد مكان مخفي شدن مجسمه ها نداشت، فقط آنها جايي در دنياي بازي بودند...همين!!!...اين يك ماموريت خيلي بزرگ بود كه طي آن بخش بزرگي از دنياي بازي بايد زير و رو مي شد و تازه وقتي من اين ماموريت را به پايان رساندم شخص ديگري در شهر امپراطوري از من خواست تا آنها را برايش بدزدم!!!
اين نوع از ماموريت هاي مرتبط به هم در همه جاي بازي وجود داشت. بعضي وقتها گیمر ها شايعاتي در مورد دزدي در شهرها مي شنوند و مواقع ديگر كه از باران به داخل يك خانه اشرافي پناه مي برند ناگهان متوجه مي شوند كه صاحب خانه به طور مرموزي ناپديد شده (كه به هر حال اين كار را شما در زمان و مكاني ديگر انجام داده ايد)
شخصيت هايي كه در ماموريت هاي مختلف وجود دارند كاملا مطابق شخصيت و موقعيتشان در دنياي بازي هستند. وقتي كه گیمر ها ماموريت ها را به پايان مي رسانند، روي دنياي بازي هم تاثير مي گذراند. وقتي كه يك مغازه دار مي ميرد مغازه ي او تعطيل مي شود. شهر ها با هم مي جنگند و خط ماموريت ها به خاطر اقدامات گیمر تغيير مي كنند.
در آغاز بازي بزرگي آن به شما احساس بازي، بازي هاي هميشه آنلاين را القا ميكند و گیمر مي تواند رشد كند و دنياي بازي را واقعا تغيير دهد. در واقع دامنه ي اختيارات شما هيچ وقت تمام نمي شود.
بنابراین شما اگر می خواهید جستجو كنيد و چیزهای جدید کشف کنید، بازی اي كه از آن صحبت مي شود بهترين انتخاب شماست.


تكنولوژي Tamriel
يكي از جذابيت هاي مهم بازي تكنولوژي به كار رفته در ساخت آن است.
گرافيك بسيار زيبا و صداي بسيار عالي ارزش بازي Oblivion را دو چندان كرده. شما مي توانيد به وارث امپراطوري كمك كنيد يا اينكه با انگيزه هاي شخصي خود پيش روي كنيد. شما در اين بازي واقعا نقش آفريني مي كنيد چيزي كه خيلي از بازي هاي RPG اخير از آن غافل شده اند. اين بازي برعكس تمام بازي هاي MMORPG است كه كاراكتر ها مثل علف در آنها سبز مي شوند و گیمر هاي ديگر آنها را ساخته اند و بازي را از آن انباشته كرده اند يا مثلا بازي هاي خطي ژاپني كه در آنها شما بيشتر ناظر هستيد تا عامل.

گرافيك بازي از نظر تكنيكي و طراحي متحير كننده است. نورهاي پويا و كوه هاي طبيعي به راحتي دنياي آن را به دنياي بسيار زيبا تبديل كرده است و حتي در چيز هاي ديگر هم اين قدرت فوق العاده گرافيكي به چشم مي خورد. درخشش طلايي و گيج كننده ي خورشيد در هنگام غروب و ترسي كه از راه رفتن آهسته در محل زندگي موجودات مخوف به گیمر دست مي دهد، رقص سايه ها در نور لرزان مشعل و ... همه و همه گواه قدرت گرافيكي اين بازي است.
متاسفانه، همه ي اين تكنولوژي پيش رفته احتياج به سيستم قدرتمندي دارد. به سيستم هاي ضعيف اصـــــــلا فكر نكنيد. اين سيستم ها ممكن است كه بازي را اجرا كنند اما نمي توانيد آنرا به راحتي بازي كنيدو از بازی لذت ببرید. حتي به عنوان مثال با سيستم نسبتا قوي (AMD Athlon 3200+, 1GB Ram, Geforce 6800) هم من براي اينكه به فريم ريت خوبي برسم مجبور شدم رزولوشن را پايين بياورم و تعدادي از جلوه هاي گرافيكي را خاموش كنم.
خب از بحث گرافيك خارج مي شويم و به هوش مصنوعي مي پردازيم. شخصيت هاي بازي بر اساس زندگي متداول ما و نيازهاي اوليه كارهاي خود را انجام مي دهند و با ملاحظه ي اين وضعيت شما احساس بهتري از زنده بودن را در بازي تجربه مي كنيد.
اگر چه هوش مصنوعي بازي به باور پذيرتر شدن آن كمك شاياني مي كند اما هميشه اين وجه از بازي خوب به نظر نمي رسد. براي مثال شما مي توانيد به خانه ي ديگران وارد شويد و براي گفت و گو آنها را بيدار كنيد و البته وقتي آنها بيدار مي شوند طوري رفتار مي كنند كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده.
يكبار من مقدار خيلي زيادي غذا از خانه ي يك نفر دزديدم و ديدم كه آنها براي پيدا كردن غذا به تكاپو و تقلي افتاده اند! وضعيت زنده بازي، من را براي محافظت دنياي آنها از Oblivion بيشتر تحريك كرد. البته بعضي وقتها هم شخصيت هاي بازي نسبت به رفتار ما به بن بست بر مي خورند و آن طور که باید برخورد مناسبو طبیعی صورت نمی گیرد.
نگهبانان ناگهان ظاهر مي شوند بدون اينكه كسي آنها را خبر كرده باشد، شايد البته موضوع از آنجا آب بخورد كه يكي از آنها شما را هنگام باز كردن قفل در ديده است. هر چند شخصيت هاي بازي دوست داشتني هستند اما آنها براي حفظ جان خود تلاش چنداني نمي كنند.
مسئله ديگر اين است كه در تمام اين دنيا ي به اصطلاج زنده شما حتي يك دستشويي هم نمي توانيد پيدا كنيد!
در Oblivion محيط اغلب آنطور كه شما از كار خود انتظار داريد عكس العمل نشان مي دهد. اگر شما احساس خوبي نداشته باشيد شخصيت هاي بازي از وضعيت بيماري شما سوال مي كنند و يا شخصيت هاي بازي شما مانند يك قهرمان با شما برخورد مي كنند اگر فقط يك بار آنها را از خطر دروازه هاي Oblivion و نابودي دنيا نجات داده باشيد. در بعضي موقعيت ها شخصيت ها از شما و شمشيرتان مي ترسند و يا اگر از آنها دزدي كنيد آنها نگهبانان را براي دستگيري شما فرا مي خوانند.
نكته ديگر اينكه واقع گرايانه بودن و باور پذير بودن هميشه جالب نخواهند بود. شما آزاديد كه هر كاري را انجام دهيد اما آيا تا به حال سعي كرده ايد در منطقه ي حفاظتي يكي از نگهبان ها وقتي مستقيم دارد به شما نگاه مي كند جيب او را بزنيد؟
البته نظر به اينكه همه ي اين مشكلات در اين بازي وجود دارد اما به طور شگفت آوري شما نمي توانيد مشكلات بيشتري در بازي پيدا كنيد.


كنترل بازي هم بيشتر به نظر مي آيد كه براي XBOX360 طراحي شده تا براي سيستم هاي PC و واقعا چرا تنظيمات كنترل به آن راحتي و خوبي كه بايد طراحي نشده؟ يا مثلا چرا من نمي توانم هر كليدي را كه مي خواهم براي اينونتوري خود قرار دهم؟ يا مثلا چرا نقشه را نمي توانم به صورت تمام صفحه در آورم؟
در بعضي مواقع هم باگ هايي در بازي رخ مي دهد و ذكر اين نكته هم لازم است كه بازي با كارت هاي گرافيكي سري FX مشكل دارد، يا در بعضي مواقع كرش مي كند و به محيط Desktop بر ميگردد. در مورد انيميشن ها هم ترجيحا صحبت نمي كنم و كشف بقيه مشكلات را به عهده شما ميگذارم...
موارد موجود در Oblivion از تمام بازي هاي RPG قبلي بهتر است و ساخت بازي به بهترين وجه صورت گرفته است كيفيت داستان و عكس العمل هاي شخصيت ها.
از مبارزات نفس گير تا پيدا كردن جزييات ريز در بازي. باز كردن قفل ها، سيستم كيمياگري و عاقبت ساخت جادوهاي شخصي و آموزش تمام رنگي بازي با فايل PDF، تمام كتاب هاي بازي را شما مي توانيد بخوانيد و در نهايت همه ي اين چيز ها با هم آميخته شده اند تا Oblivion را براي مدت هاي مديد به يكي از بهترين و ماندني ترين و طولاني ترين بازي ها تبديل كند.
البته نداشتن بخش مولتي پلير برای بازی ای به این بزرگی كمي ناراحت كننده است.

و در نهايت عظمت Oblivion
با تمام نظرات فوق براي من خيلي سخت است كه خودم را در مقابل Oblivion كنترل كنم و واقعا سخت است كه بازي RPG را در حد و اندازه Oblivion بتوانيم پيدا كنيم.
خالقان Bethesda دنياي بي نظير و بسيار زيبايي را خلق كرده اند و دنيايي باورنكردني را براي لذت بردن از اوقات بيكاري براي شما فراهم كرده اند پس مطمئن باشيد كه بعد از خريد بازي مدت ها احتياجي به بازي هاي ديگر نداريد.
سیستم پیشنهادی این بازی به صورت زیر می باشد:
3Ghz Intel Pentium 4 or equivalent processor
1 GB System RAM
ATI x800 series , NVIDIA Geforce 6800 series , or higher video card
در آخر بايد بگويم كه اگر PC شما مشخصات فني بالا را ندارد بهتر است فكر لذت ببردن از اين بازي را تا حدودی از سر خود بيرون كنيد و در تعطيلات تابستان و با خريد سيستم جديد به آن بپردازيد و مطمئن باشيد كه پشيمان نمي شويد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 15:4  توسط مجید   | 

باز هم شاهکاری دیگر از کمپانی Ubisoft با همکاری Capcom,پس از موفقیت بازیهایی همچون Devil May Cry و Resident Evileشرکت کپ کام تصمیم گرفت تا با همکاری یکی از بزرگترین ناشران گیم پا به عرضه بازیهای کامپیوتر نیز وارد شود.Devil May Cry را می توان یکی از بهترین بازیهای کنسول نام برد که با سبک خاص خود طرفداران بسیاد زیادی دارد.این نسخه ارائه شده که برای اولین بار بر روی PCعرضه می شود نسبت به داستان اصلی این بازی این امکان را به شما می دهید که با تمام کراکترها بتوانید بازی کنیدودر این سری جدید تعدادی مراحل و Enemy و شخصیت به گیم اضافه شده است.هزاران سال از ماجرای اسپاردا، شوالیه تاریکی که با شمشیر مخصوص خود، برای نجات دنیا یک تنه در برابر شیاطین ایستاد . هم اکنون پسر او، دانته راهش را ادامه می دهد و شیاطین را نابود می کند. اما دانته تنها پسر اسپاردا نیست. در حالی که دانته با شیاطین مبارزه می کند برادر بی رحمش ویرجل قدرت به ارث رسیده اش را صرف کار های شیطانی می کند

Half-Life 2

ابتدای بازی صحنه در گيری دانته با برادرش ورژيل را ، در زير برج شيطان نشان ميدهد ، افراد اصلی تيم سازنده بازی معرفی ميشوند ، تهيه کننده:تتسو يوشی تاناکا ، کارگردان هنری:دايگو ايکه نو ، آهنگساز:تتسويا شيباتا ، کارگردان صوتی:واتارا هاچی ساکو ، تهيه کننده قسمت های سينماتيک:شينجی شينوهارا-تاکايا سويا ناگيما ، کارگردان اصلی:هيده اکی اتيسونو. بر مبنای دموی ابتدايی و اخباری که از قبل به گوش ما رسيده مي توان حدس زد که در خط داستانی بازی از روش فلاش بک استفاده شده است و داستان قسمت سوم به گذشته باز ميگردد يعنی به زمان قبل از داستان دويل می کرای 1 ، وقتی که دانته و برادر دو قلو او ورژيل جوانتر بودند و ورژيل هنوز به خدمت موندوس الهه تاريکی در نيامده بود هر دو برادر نيمی شيطان و نيمی انسان از نژاد اسپاردا هستند و به طور کامل در فنون و هنرهای رزمی و شمشير بازی مهارت کامل دارند اما هنوز نمي توانند از نيروی شيطانی خود بهره بگيرند.دانته و ورژيل هر دو نيمی از يک گردنبند را در اختيار دارند که مادرشان در سالروز تولدشان به آنها هديه داده است هر گاه دو نيمه گردنبند در کنار هم قرار گيرند نيروی درونی آن يعنی اسپاردا تکميل ميشود اما متاسفانه دو برادر رو در رو يکديگر قرار می گیرند. دانته به يک شکارچی شياطين تبديل شده و برعکس او برادرش اسير تاريکی شده و رو به پليدی و خوی شيطانی نهاده است. در شروع بازی می بينيم دانته با استيل خاص خود روی صندلی دفترش می نشيند و با حرکاتی جالب پاسخ تلفن را مي دهد: متاسفم هنوز شروع به کار نکرده ايم (او مشغول خوردن پيتزا است) که مردی مرموز وارد دفتر او ميشود دانته از او مي پرسد شما مشتری هستيد اگر به دستشويی احتياج داريد در انتهای اطاق قرار دارد ، مرد مرموز او را به اسم صدا ميکند: دانته ، پسر اسپاردا ، من از طرف برادرت آمده ام و برای تو پيغامی دارم ، سپس او به سمت دانته می آید ، دانته روی صندلی خود تکیه داده و به مرد مرموز خيره شده است که در یک آن مرد مرموز ميز او را به هوا بلند ميکند دانته با يک حرکت نمايشی از جای خود مي پرد و اسلحه را در دست ميگيرد (پيتزا را فراموش نکنيد) گروهی از شياطين در اطراف دانته ظاهر ميشوند و سلاح های خود را در بدن او فرو ميکنند اما همان طور که ميدانيد هيچ سلاحی بر بدن او تاثیر گذار نمی باشد. دانته با يک ضربه يکی از هيولا ها را به ديوار مي کوبد و با همان وضعيت به طرف دستگاه پخش صوت ميرود تا جشن ديوانه واری را آغاز کند و در اينجا شما شاهد يکی از پر تحرک ترين صحنه های بازی هستید لازم به ذکر است که در اين صحنه ها از حرکات يکی از قهرمانان هنرهای رزمی در چين استفاده شده است. پس از پايان نمايش (دمو) نوبت شماست تا وارد مجادله بشوید البته قبل از شروع بازی مي توانيد وارد قسمت customizeبشوید. در اين بخش مي توانيد استيل مبارزه کاراکتر را به ترتيب زير انتخاب کنيد:

1) تيک استر : عبارت است از حرکات پرشی ، بالارفتن از ديوار و جای خالی دادن

2) اسورد مستر : حرکات با شمشير و سلاح های سرد مانند مشت و لگد زدن به اضافه تکنيک های جديد که در اين نسخه اضافه شده اند.

3) گان اسلينگر : حرکات نمايشی با اسلحه به همراه يک سری حرکات جديد و چهارمين مهارت که در نسخه تست بازی گنجانده نشده است،اين حرکات توسط دکمه دايره قابل انجام است و حالا اين شما و اين هم دانته پسر اسپاردا.

Half-Life 2

در دويل می کرای 3 نسخه تست بازی در همان نگاه اول ميتوان دريافت که طراحی حرکات، گرافيک، محيط بازی و دشمنان نزديک به نسخه اول کار شده است،کنترل کاراکتر به همان نرمی و انعطاف پذيری قسمتهای قبلی است و شما سنگينی ضربات را بر بدن دشمنان احساس ميکنيد. دشمنان شما همانند دانته با شکل و شمايل جديدی طراحی شدند هنگامی که به دشمنان ضربه ميزنيد از بدن آنها ذرات خاکستر و خاک ساطع ميشود که جلوه خاصی به گرافيک بازی داده است،در اين نسخه شما اجازه داريد دو ماموريت انجام دهيد،در طی اين دو مرحله سعی شده نحوه کنترل بازی به شما نشان داده شود با کمی دقت ميتوان گفت کليه موارد ذکر شده به جز موسيقی بازی که در سبک متال ساخته شده شما را به حال و هوای نسخه اول بازی ميبرد،صدا گذاری در اين بازی از نقاط قوت بازی به شمار ميرود،صدای ضربات شمشير به همراه موسيقی بازی در هنگام درگيری با دشمنان حس عجيبی را به شما القا ميکند.پس از اتمام ماموريت اول و نابود کردن شياطين ، دانته به روی ميز نشسته و نگاهی به اطاق به هم ريخته میکند(باز هم پيتزا را فراموش نکنيد)دانته به سراغ جعبه پيتزا ميرودکه يک دفعه يکی از شياطين ظاهر ميشود و جعبه پيتزا را لگد مال ميکند دانته هم با يک گلوله از او تشکر ميکند و سپس به سمت بارانی قرمز خود ميرود تا ان را بر تن کند،طراحی لباس و خود کاراکتر دانته تقريباً متفاوت از نسخه های قبلی می باشد ، او با چهره اي جوانتر و اندامی ورزيده تر و بارانی قرمز رنگ (شبيه قسمت های قبلی) به سراغ شياطين آمده.در شروع ماموريت دوم دوربين نمايی از برج شيطان را نشان ميدهد که ورژيل با همام مرد مرموز به نام آرخام مشغول گفت و گو می باشد. آنها درباره از بين بردن دانته و تصاحب قدرت گردنبند صحبت ميکنند که يکی از شياطين به سراغ ورژيل ميآيد اما ورژيل در يک حرکت نمايشی او را تکه تکه ميکند.دوربين نمايی از برج شيطان را نشان ميدهد يک دختر جوان که هنوز نامی از او نميدانيم سوار بر موتور خود در حال حرکت به سمت برج است او هم يک شکارچی شيطان است و دانته هم در ليست او وجود دارد گروهی از هيولاها او را تعقيب ميکنند اتشی که از اگزوز موتور بيرون مي آيد هيولاها را آتش زده و عدد 3 نمايان ميشود.در پايان ماموريت دوم اولين رييس يا به اصطلاح غول بازی قرار دارد ، هيولايی به شکل يک سگ سه سر(همانند سربريوس نگهبان دروازه جهنم)که بدن او پوشیده از يخ است و از اطراف زنجير شده است وقتی که دانته به او نزديک ميشود هيولا بيدار ميشود و تکه اي از يخ به سمت دانته پرتاب ميکند ولی دانته با شمشير ان را دفع ميکند ، هيولا يک جادو به شکل توده اي از يخ به سمت او پرتاب ميکند دانته به هوا پریده و توده يخ به ديوار برخورد ميکند او با هيولا شروع به صحبت ميکند:تو نبايد به اينجا وارد ميشدی ورود تو به اين برج ممنوع است ، تو را مثل يک کرم له ميکنم.

Half-Life 2

دانته در جواب ، او را مانند يک سگ دست آموز صدا ميزند و ميگويد زود باش پسر زودباش بدو بيا اينجا.بعد از ،از بين بردن هيولا او به دانته ميگويد تو نبايد فقط يک انسان باشی، هيولا از بين ميرود و به نوری آبی رنگ تبديل ميشود و در دستان دانته قرار ميگيرد و به يک سلاح جديد تبديل ميشود و دانته مهارتهای خودش را با اين سلاح ميسنجد.پس از پايان ماموريت دوم دانته وارد يک سر سرای بزرگ ميشود و شما منتظر هستيد سلاح جديد را امتحان کنيد و به بازی ادامه دهيد اما اينجا پايان نسخه تست بازی می باشد و کلمه “شيطان هم ممکن است بميرد” بر روی صفحه نقش ميبندد
این با برخورداری از جاوه های ویژه بسیار زیبا و سبک بازی جایگاه بسیار خوبی در بین دیگر بازی ها قرار دارد از احاظ گرافیک نیز دز سطح بسیار خوبی قرار دارد.. در طول مراحل شاهد معماری های سبک گوتیک برروی دیوار ها هستید که جلوه بسیار جالبی به بازی می دهند. شخصیت ها نیز با دقت تمام ساخته شده اند. صداگذاری بازی نیز فوق العاده است وآهنگ های فوق العاده بازی بیش از هرچیزی شما را تحریک می کنند تا دشمنان خود را زنده نگذارید. در مجموع اگر از طرفداران این سری هستید بهتر است که وقت را از دست ندهید

Half-Life 2


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 22:22  توسط مجید   | 

او کیست؟ نام اصلی او چیست؟ مزدوران قاچاقچیان سیاستمداران و افراد بلند مرتبه او را با این نام میشناسند : مامور شماره 47

========================

بالاخره حدود یک سال و نیم بعد از انتشار شماره سوم از سری بازی

Hitman شماره چهارم از این بازی با نام Hitman: Blood Money نیز در بازار ها برای علاقهمندان این بازی  و بعد از شکست در شماره سوم و ناکامی در راضی نگاه داشتن دوستداران این بازی منتشر شد. اولین نکتهای که شما در این بازی متوجه میشوید گرافیک بالای بازی میباشد که در هیچکدام از سری بازی Hitman  شما شاهد آن نبوده اید. شاید دیدن گرافیک بهتر بازی به دلیل خارج شدن بازی از محیطهای بسته اتاقها و یا شب باشد. و مراحل بیشتر در روز و در مکانهای باز ادامه مي‌يابد.

شما با ورود به بازی با لوگوی تبلیغاتی شرکت Nvidia برخورد میکنید که بیانگر این موضوع است که بازی با کارتهای گرافیکی Nvidia و GeForce بهتر و روان تر اجرا میشود. البته شما برای دیدن تمام جزئیات بازی به یک کارت گرافیک Ge Force FX 6600 به بالا و Ram 512 و CPU 3000 Full نیاز دارید. البته با دستکاری در قسمت Option میتوان بازی را با كيفيت کمتری با گرافیکهای پائین هم اجرا کرد که از كيفيت و لذت آن کاهش میدهد. این هم تعدادی از عکسهای بازی:

 

 

 

 

 

 

در رابطه با بازی باید عرض کنم که نسبت به شماره 3 تفاوتهای اساسی کرده و بازی به حال و هوای مخفیانه حرکت کردن برگشته که شاخصه شماره اول از این بازی میباشد. حرکات جدید هوشمندی برای مامور شماره 47 طراحی شده که کمک بسیار شایانی در حرکتهای مخفی در بازی مینماید. به طور مثال گرفتن اسلحه‌هاي کوچک و یا وسائل کوچک به طور خودکار در پشت خود هنگامی که دشمن روبروی شماست.

در کل بازی 24 نوع اسلحه وجود دارد که از این تعداد 4 سلاح اصلی از جمله یک کلت

. Mp5 . وینچستر . تفنگ دوربین دار که هر کدام دارای چندین آپگرید میباشند. به فرض خریدن صدا خفه کن برای کلت . متصل کردن خشاب اضافی به خشاب اصلی برای وینچستر. بازی دارای داستانی جذاب میباشد که همین امر باعث میشود که شما تا آخر بازی را ادامه دهید.

صداگذاري واقعاً با کیفیت بسیار بالایی در بازی حضور دارد. افکتهای صوتی هنگام خارج شدن تیر در حالت مرگ واقعاً زیباست. نمایش خون در بازی فوقالعاده است به طور مثال شما وقتی کسی را باتفگ بکشید وجنازه را روی زمین حرکت بدهید باعث کشیده شدن خون بر روی زمین میشود که تا به حال در هیچ بازی به این خوبی اجرا نشده است. کنترل بازی بسيار بالا رفته برای تمام حرکات 3 نوع کلید تعریف شده که کارها را برای بازیکننده راحت کرده سربازان دشمن دیگر سمج نیستند که با نگاه کوچک به شما شما را شناسایی کنند. این بازی را به تمام کسانی که عاشق بازی Hitman هستند توصيه مي‌كنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 12:34  توسط مجید   | 

Splinter Cell 3 : Chaos Theory

 

      

 

 

 

به طور قطع کمپانی Ubisoft با آفرینش بازی Splinter Cell و شخصیت Sam Fisher توجه بسیاری از دوستداران بازی های کامپیوتری به ویژه طرفداران سبک Stealth Action را به سوی خود جلب کرد و هم اکنون اگر قرار باشد بهترین های این سبک را معرفی کنیم با اطمینان یکی از این بازی های برتر Splinter Cell خواهد بود. بازی با نسخه اول خود توانست طرفداران زیادی را به سوی خود جلب کرده و مورد استقبال بسیاری از افراد قرار بگیرد. نسخه دوم بازی اگرچه به غیر از بخش Multiplayer نوآوری قابل توجه دیگری را نداشت اما همچنان محبوبیت و زیبایی های خود را حفظ کرد و به عنوان یک بازی موفق شناخته شد. اگرچه نسخه دوم ( Pandora Tomorrow ) توسط خیلی از افراد با شور و شوق فراوانی انجام شد و هیجان بسیار زیادی را برای آنان به همراه داشت اما به دلایل گوناگون از جمله نبود نوآوری مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان و طرفدارانش قرار گرفت. Ubisoft به این انتقادها توجه نکرد تا اینکه در نمایشگاه E3 سکوت خود را شکست و نسخه سوم بازی را به نمایش در آورد. تیم سازنده نسخه سوم همان تیم سازنده نسخه اول بازی بوده و توجه زیادی به نظرات و خواسته های طرافدارن خود در این نسخه کرده اند. طبق گفته سازندگان ، بازی از هر لحاظ پیشرفت خواهد کرد. یکی از این پیشرفت ها را می توان در هوش مصنوعی دانست. به عنوان مثال دشمنان شما در شرایط نامناسب جوی به دنبال مکانی برای پناه گرفتن خواهند بود و حتی شما در بخش هایی از بازی شاهد تعویض افرادی که کشیک می دهند می باشید و آنان با دقت هرچه تمام به بازرسی محیط پرداخته و در صورت وقوع کوچکترین اشتباهی از سوی شما شاهد عکس العمل سریع دشمنان خواهید بود.

ul/logo.jpg

یکی دیگر از نوآوری های بازی ، در آزادی عمل شما به شمار می رود. شما در نسخه های قبل برای اتمام هر مرحله با یک راه مواجه بودید چه بسا در نسخه جدید برای به پایان رساندن مراحل قادر به استفاده از راه ها و روش های مختلف می باشید که از جمله ویژگی های جالب این نسخه به شمار می رود. در این نسخه بیش از پیش می توانید به دشمنان خود نزدیک بشوید و از آنان اطلاعات کسب کنید که کمک بسیار زیادی در جهت به پایان رساندن هر مرحله به شما خواهد کرد. در عین حال شما می توانید بدون آنکه از اسلحه استفاده کنید و یا دشمنی را بکشید یک مرحله را به اتمام برسانید. از جمله نقاط قوت بازی را می توان در حرکات جدید Sam دانست. او در این نسخه قادر است که چاقو را به سمت دشمن پرتاب کند و در واقع سازندگان دقت زیادی را برای طراحی انجام حرکات مختلف که هنوز بعضی از آنها فاش نشده اند ، می کنند. به هر حال اکثر بازی های سبک Stealth Action همانطور که همیشه اشاره کرده ام نیازمند تمرکز و دقت بسیار زیادی در طول بازی می باشند و در اکثر مراحل بازی بايد به آرامي و در پناه سايه ها حركت كنيد زيرا دشمنان حتي بوسيله صداي پا نيز مي توانند برايتان دردسر ايجاد كنند به ویژه در این نسخه که هوش آنان افزایش یافته و از دقت بالایی بهره مند خواهند شد.

ul/Untitled-1.gif

همانطور که اکثر شما مطلع هستید دو نسخه پیشین دارای داستان قابل توجهی نبودند و این مساله از جمله نقاط ضعف بازی به شمار می رفت. داستان این نسخه از بازی در سال 2008 و در کره شمالی می گذرد. Sam این بار باید گروه تروریست کره ای که قصد حاکمیت دنیا را دارد خنثی کند. در قسمت Multiplayer بازی نیز بخش Co-OP افزوده خواهد شد و شما با دوستان خود و با کمک آنان قادر به پایان رساندن هر مرحله خواهید بود. گرافیک بازی نیز در سطح بسیار موفقی قرار خواهد داشت. سازندگان سعی کرده اند تا افکت های جدیدی را به بازی بیافزایند. وجود Rogdoll در بازی نیز باعث می شود تا شما با عکس العمل های متفاوت در مواقع مختلف از سوی دشمنان مواجه شوید که قوه واقع گرایی بازی را افزایش می دهد.

ul/Untitled-2.gif

گرافيک بازي هم به طور قطع يکي از هنرمندانه ترين گرافيکهاي طراحي شده ي سال خواهد بود و در طراحي تک تک جزييات دقت شده است . نورپردازي بازي بسيار عالي صورت گرفته که ميتوان با مشاهده دموهاي بازي به اين نکته رسيد . به طور کلي موتور گرافيکي استفاده شده در بازي و نورپردازي داراي هيچ مشکلي نخواهد بود و بدون نقص است . صداگذاري بازي فوق العاده عالي است و بازي از صداي 24 بيتي بهره مي برد . گروه Creative نيز در تنظيم صداي بازي همكاري خواهد كرد و انتظار يك صداي فوق العاده جذاب براي SC3 مي رود .صداگذاري شخصيت نيز بسيار خوب است و صداها و صحبت ها با حرکات لب شخصيتها همخواني كاملي را دارد . هنوز اطلاعات دقيقي در مورد روند کامل داستان و ديگر امکانات بازي منتشر نشده است
بازی دات
.

ul/Untitled-3.gif

ul/Untitled-4.gif

ul/Untitled-5.gif


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 16:38  توسط مجید   | 

سال گذشته شاهد عرضه بازی Lord Of The Rings: Battle For Middle Earth بودیم در این بازی که به موفقیت نسبتا خوبی رسید شما جنگهای مهم دنیای تاکین را در قالب یک بازی استراتژیک تجربه می کردید تیم سازنده بازی همان تیم سازنده بازی Generals بود lotr:Bfme از بعضی چیزها در بازی و زیاد کردن استراتژی بازی در BFME2 چند گروه و فرقه جدید به گروهای نسخه پبشین بازی اضافه شده است دوباره شاهد حضور اورک های موردور و URUK-HAI های آیزنگارد هستیم به گروهای شیطانی چند فرقه دیگر از جمله گابلینها نیز اضافه شده اند که در زمان هابیت (The Habit) تالکین بیلیو بگینز در جنگل میرک وود با آنها مقابله می کنند در گروهای خوب دو گروه روهان و گاندور که شامل انسانها بودند با هم ترکیب شده اند و گروه انسانها را به وجود آوردند همچنین الف ها و دوارف های سرزمین میانه نیز برای خود یک گروه خواهند داشت در BBFME2 دو چیز در بازی وجود دارد که می توانید آنها را به دلخواه خود طراحی کنید و بسازید اول اینکه بازیهای زیادی از جمله Warcraft، Generals،Praetorians و … الهام گرفته بودند و ویژگی های منحصر به فرد این چند بازی را با هم ترکیب کرده بودند و یک بازی Real time strategy قابل قبول را ارائه داده بودند حال شرکت قدرتمند EA با گرفتن مجوز از رمان ارباب حلقه ها و همینطور مجوزی که از فیلمهای ارباب حلقه ها داشت می خواهد در این بازی به جای اینکه همانند نسخه اول بازی مجبور باشید از قهرمانهای (Heroes) فیلم استفاده کنید می توانید قهرمان هایتان را خودتان بسازید و چیزهای زیادی از جمله ظاهر،رنگ مو ، لباس ، اسلحه های قهرمان ، تواناییها ، قدرتها و … او را انتخاب و طراحی کنید همانند نسخه پیشین بازی قهرمانهای ساخته شده شما تجربه کسب می کنند و تواناییهای آنها بیشتر میشود و می توانید نیروهای قفل شده آنها را باز کنید البته این یک کار اختیاری است و حتما مجبور نیستید که قهرمانتان را خودتان بسازید دومین چیزی که در بازی می توانید به دلخواه بسازید و طراحی کنید توانایی ساختن قلمروی وسیع و گسترده نسخه دوم Battle For Middle Earth را به صورت کاملتر و بهتری منتشر کند پس طرفداران نسخه اول این بازی باید منتظر یک بازی عالی باشند

Untitled-2.jpg


طبق حرف آقای مارک وردو تهییه کننده بازی تیم سازنده بازی به سه نکته مهم در بازی توجه دارد گسترش دادن دنیای سرزمین میانه طراحی و ساخت دلخواه است در نسخه اول بازی شما مجبور بودید قلعه ها ساختمانها برجهای نگهبانی و دیوارهای خود را در مکان معینی بسازید که بعد از مدتی و تمام شدن مکانهایی که می توانستید در آنجا ساختمانی بسازید کار شما خیلی سخت میشد ویا باید به همین تعداد ساختمان رضایت می دادید یا برای بدست آوردن قلمروی جدید به جست و جو می پرداختید که با خطر حمله دشمنان همراه بود اما در این نسخه از بازی شما در هر کجا که بخواهید می توانید قلمروی خود را بسازید و به هر تعداد که خ.استید ساختمان بسازید و دیوار بکشید پایگاه شما سازمان مرکزی شما می باشد و به شیوه های گوناگون Upgrade میشود لازم بذکر است که در نسخه اول بازی چیزی به نام Building veterancy وجود داشت که بعد از اینکه شما از یکی از ساختمانها ی خود استفاده زیادی می کردید و سربازهای زیادی می ساختید ساختمان شما قوی تر میشد و همچنین سربازان قوی تری می ساخت اما در BFME 2 دیگر شاهد Building veterancy نخواهیم بود ولی به جای آن با توجه به خوبی کارهای سربازان شما از جمله دفاع حمله ، جستجو و… این تواناییهای آنها Upgrade خواهد شد در مورد ساخت و ساز در بازی پائین تر توضیح کاملتری داده شده است در غیر از Campaign قسمتی به نام
War of ring وجود دارد که شما می توانید به هر صورت که دوست دارید داستان جنگ حلقه را رقم بزنید و در هر جای سرزمین میانه و به هر گونه که دوست دارید جنگی را بوجود آورید که اینطور که به نظر میرسد باید جالب باشد جالب است بدانید که در این بازی بیش از 50 نقشه گوناگون وجود دار قهرمانهایی که شما در ساخت آنها دخالتی ندارید و در بازی هستند را قبلا هم در نسخه اول بازی دیده اید این بار به تعداد آنها اضافه شده است و قهرمانهای جدیدی که در فیلم هم بودند به بازی اضافه شده اند از جمله الروند فرمانروای ریوندل گالادریل آرون و مار زبان همچنین به خاطر اینکه EA توانسته مجوز رمانهای تالکین را تنیز بگیرد قهرمانهایی از کتاب نیز به بازی اضافه شده اند از جمله گلورفیندل فرمانروای الف ها شاه ترندویل پادشاه میرک وود شاه دین پادشاه دوارف ها بازی از استراتژیک ساده و آسانی بهره می برد برای مثال سربازان شما خود به خود بهترین شکل آرایش جنگی را انتخاب کرده و در آن حالت قرار میگیرد مثلا وقتی شما چند سرباز شمشیر زن را با چند سرباز کمان دار انتخاب میکنید سربازهای شمشیر زن به جلوی کمان داران می روند تا از آنها در برابر حمله دشمن دفاع کنند در این بازی شاهد مسائل تاکتیکی در حملات نیز هستیم برای مثال وقتی به جای حمله مستقیم به دشمن از دو جناح به او حمله کنید نه تنها حمله بهتری می کنید و ضربه سخت تری به دشمن می زنید بلکه امتیازهایی نیز در توانایی حمله می گیرید که بعدها میتوانید با استفاده از این امتیازها توانایی حمله کردن سربازان خود را Upgrade کنید علاوه بر جنگ بر روی زمین اینبار جنگ بر روی آبهای سرزمین میانه را نیز در Bfme2 تجربه خواهید کرد جنگیدن با کشتی بر روی آب های مواجی که به بهترین شکل ممکن رنده شده است و بصورت کاملا طبیعی نور را منعکس میکند حس خوبی را به کاربر منتقل می کند در این قسمت تمامی گروههای خوب بازی به دزدان دریایی الف ها دسترسی دارند و میتوانند از آنها در جنگهای دریایی استفاده کنند در حالی که تمامی گروههای شیطانی به کشتی های بادبان سیاه که متعلق به افرادی مزدور هستند دسترسی دارند در هر کشتی تعداد زیادی افراد کمان دار وجود دارند که می توانند باران تیر را بر سر کشتی های دشمن یا افرادی که در خشکی هستند ببارند همچنین میتوانند با Upgrade کردن تیرها و آتشی کردن آنها دشمنان خود را به آتش بکشد حتی جنگهای کمانداران نیز با افکت های گرافیکی که به صورت کاملا طبیعی آتش گرفتن تیرها وشعله ها یی که از سوختن کشتی ها به وجود می آیند را نشان میدهد بسیار زیباتر و هیجان انگیز تر شده است در بازی موجودات بزرگ و ترسناک زیادی نیز وجود دارد که متعلق به هیچکدام از گروهها نیستند و در نقاط مختلف نقشه پنهان شده اند که از بین آنها میتوان به The Watche و یک موجود دریایی عظیم اشاره کرد یکی از معایب اصلی و بزرگ نسخه پیشین بازی ضعیف بودن ساخت وساز در بازی بود که در این نسخه این مشکل برطرف شده و میتوانید قلمرو های وسیع و گسترده ای برای خود بسازید در اینجا ساخت و ساز در سه گروه انسانها ،دوارفها و گابلینها را برای شما مثال میزنیم :

                                              

Untitled-11.jpg

برای مثال انسانهای سرزمین میانهمی توانند قلمروی وسیعی برای خود بسازند برای ساخت قلمروی این گروه ابتدا باید از پایگاه مرکزی شروع کرده و با ساختن ساختمانهایی از جمله پایگاه کمان داران ، برجک های منجنیق و … در زمینهاوقطعات خالی اطراف آن قلمرو را گسترش دهید انسانها میتوانند با ساختن دیوارهای سنگی مقاوم در اطراف قلمروی خود از آن دفاع کنند همچنین مانند نسخه اول بازی انسانها می توانند خانه های درمان کننده ای بسازند که موجب سالم شدن نیروها وسربازان میشود انسانها همانند نسخه قبلی می توانند بر روی دیوارها دروازه های پنهانی بسازند که در هنگام دفاع از قلمرو بسیار مورد استفاده قرار می گیرد و با استفاده از آنها می توانید سربازان و نیروهای خود را برای جنگ با دشمن به طور پنهانی به بیرون از قلمرو بفرستید ا ز سوی دیگر ساخت و ساز دوارف های سرزمین میانه بر روی توانایی معروف آنها که در کتاب ارباب حلقه ها و هابیت نیز به آن اشاره شده یعنی مهندسی و استخراج معادن متمرکز شده است معادن دوارف ها تنها برای استخراج فلز گرانبهای نقره ای رنگ به نام میر تیل نیست بلکه از آن به عنوان تونل حمل و نقل نیز استفاد میشود و سربازان دوارف با استفاده از آن از یک سو به سوی دیگر نقشه می روند که شباهت زیادی به توانیی گروه Gla در بازی جنرالز دارد سربازان قدرتمند و دلیر دوارف و نیزه داران دوارف در تالار جنگجویان دوارف ها ساخته میشوند دوارفها می توانند با ساختن برجهایی که تبر پرتاب می کنند و برجک های تیرانداز از قلمروی خود دفاع کنند. گابلینهای غارنشین سوراخها و گودالهایی مثل تیغ و سوراخ عنکبوت می باشد همچنین گابلینها غول های غارنشینی نیز دارند که به راحتی می توانند تخته سنگهای بزرگ را به فاصله های دور پرتاب کنند درست شنیدید گابلینها از غولهایی بهره می برند که بعضی از این هیولا حتی از ترول های موردور هم قوی تر و درنده تر هستند با غولهای غارنشین نیمه ترولها و عنکبوت سوارها گابلینها از یک ارتش هولناک بهره میبرند.

Untitled-3.jpg

گرافیک بازی :
گرافیک بازی پیشرفت خیلی زیادی نداشته است اما کلا نسبت به نسخه پیشین خود بهتر است نورپردازی بازی بسیار بهتر شده و اگر دقت کند سایه زنی و سایه ها بسیار واقعی شده اند ولازم به ذکر است که از سیستم سایه زنی جدیدی برای این بازی استفاده شود همانطور که در بالا ذکر شد انعکاس نور نیز بسیار عالی و واقعی کار شده است کلا گرافیک بازی در حد و اندازه یک بازی استراتژیک قابل قبول است در این بازی شاهد به وجود آمدن گرد و غبار و همچنین مه هم خواهیم بود که گرافیک بسیار خوبی دارند.

کلام آخر :
لازم به ذکر است که در مورد صداگذاری بازی ا طلاعات زیادی در اختیار نبود و نتوانستیم توضیحی در مورد آن بدهیم Battle For Middle Earth نسبت به نسخه پیشین خود استراتژی بیشتر ساخت و ساز بهترو قابل گسترش و گیم پلی بهتری را ارائه میدهد تاریخ عرضه این بازی فعلا نا معلوم است Lord :Bfme2 را به طرفداران بازیهای Real time strategy و مخصوصا طرفداران نسخه قبلی بازی توصیه می کنیم.

Untitled-4.jpg


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 16:25  توسط مجید   | 

قبل از اینکه نقد این بازی را بخوانید به یرخی امتیازاتی که این بازی تا بحال کسب کرده است توجه کنید نمره 90 از نمایشگاه بین المللی بازیهای رایانه ای, نمره 8.3 از سایت معتبر گیم اسپات,درجه بهترین بازی استراتژی سال 2005 از کمینه جهانی بازی (هاوین).
اگر شما به بازی های استراتژی علاقه زیادی داشته باشید به یقین می توان گفت که در همان ابتدا ، بازی Warhammer 40000: Dawn of WAR: Winter Assault شما را بر پشت کامپیوترتان میخکوب کرده و به سرعت جذب این بازی زیبا و موفق خواهید شد. پس از اجرای بازی با دمویی شایان تقدیر که از طراحی بسیار خوبی بهره مند می باشد ، مواجه خواهید شد. شخصا قبل از انتشار بازی و با توجه به اطلاعاتی که در مورد بازی کسب کرده بودم انتظار بازیی مشابه با WC3 را داشتم و زمانی که برای اولین بار شروع به انجام بازی کردم شاهد تشابه های بسیار زیادی با WC3 بودم.
Warhammer 40000: Dawn of WAR: Winter Assault
به طور خلاصه این بازی از لحاظ جزییات حاکم بر آن ، شباهت زیادی با WarCraft 3 دارد در حالی که از لحاظ صحنه های جنگ بیشتر شبیه به بازی StarCraft می باشد. به طور خلاصه می توانم بگویم بازیی که در ادامه به بررسی آن خواهم پرداخت یک شاهکار به تمام معنا می باشد که با الهام گیری از دو بازی موفق این سبک یعنی StarCraft و WarCraft ساخته شده است.مهم ترین هدف در بازی ، همچون بسیاری از بازی های استراتژی موجود بر مبنای استفاده از منابع ، تولید نیروهای قوی و در نتیجه نابود کردن دشمن می باشد. اما تفاوت هایی نیز در این زمینه وجود دارد و این تفاوت در این مورد خلاصه می شود. شما برای بدست آوردن منابع مورد نیاز خود احتیاجی به تولید کارگر و فرستادن این کارگران جهت کسب منابع ندارید زیرا منابع به طور خودکار و به خودی خود جمع آوری می شوند. در ضمن دو منبع اصلی در بازی موجود است و همانطور که ذکر کردم این منابع تحت شرایطی به طور خودکار کسب و ذخیره می شوند. اولین منبع مورد نیاز شما Electric می باشد که باید با ساخت ژنراتورهایی در جهت تولید این نیرو بر آیید. منبع دیگر شما را در بازی Strategic Point تشکیل می دهد. بدین گونه که در بخش های معینی از نقشه مکان هایی وجود دارد که در این مکان ها توانایی کسب Strategic Point ها را دارید. شما باید این مناطق را تصرف کرده و در جهت محافظت از این مکان های تلاش کنید و قبل از انجام هر کاری در جهت ایجاد Listening post بر آمده و سپس شروع به ساخت بناها و نیروهایی قدرتمند بکنید. دلیل انجام این کار این است که این گونه مناطق را دشمنان بدون بودن محافظین به سادگی می توانند تصرف کنند. در ضمن باید سعی کنید تا مناطق بیشتری از Strategic Point را بدست بیاورید تا منبع شما با سرعت بیشتری افزایش بیابد. به طور قطع حفاظت این گونه منابع دشوار بوده و از اهمیت بالایی برخوردار می باشند و دشمنان بطور مداوم در صدد حمله به این نقاط بر می آیند به همین دلیل باید تلاش بیشتری در جهت ساخت نیروها و بناهای مورد نیاز بکنید.

به طور خلاصه داستان بازی در قرن چهل و یکم و در مورد حمله غیر منتظره ای که از سوی نژاد Ork ها به وقوع پیوسته است ، می گذرد و در این بین قوم دیگری به نام Space Marines با اعزام گروهی با نام Blood Raven درصدد دفع این حملات بر می آید. هرچند که این حملات در ابتدا شکلی ساده و مبتدیانه دارد اما در ادامه ، شاهد حملات گسترده تری خواهید بود. لازم به ذکر است که در این بازی شاهد وجود چهار ملیت به نام های Space Marines ، Orks ، The Eldar و Forces Of Caos می باشیم. در عین حال هر یک از این ملیت های دارای توانایی های متفاوت و مختلف نسبت به هم می باشند. البته برای افزایش توانایی های سربازهای خود همچون بسیاری از بازی های استراتژی دیگر باید به ارتقاء دادن قدرت های آنان بپردازید.

Warhammer 40000: Dawn of WAR: Winter Assault

در اینجا نیز به طور کوتاه هریک از این ملیت ها را مورد بررسی قرار خواهم داد :

SPACE MARINES : این نژاد توسط Emperor ایجاد شده و در طی جنگهای مختلف همچون فولاد آب دیده شده اند. این جنگجویان قسم خورده و وفادار به خالق خود هستند و تا آخرین نفس حاضر به انجام سخت ترین و دشوارترین ماموریت های محول شده هستند. با تعدادی هرچند کم از قابلیت های بالایی برخوردار هستند و در خط مقدم میدان های نبرد با خشم و از جان گذشتگی وصف ناپذیر علیه دشمنان خود به مبارزه می پردازند. بر طبق بعضی شایعه های موجود بعضی از آنان حتی پس از نابودی نیز به خدمت گذاری و پاسداری از ارباب خود می پردازند. این نژاد از سرعت تحرک و مخفی کاری خاصی برخوردار می باشد بطوری که در زمان جنگ به سرعت بسیار زیادی به محل اعزام میشوند و از سلاح های فراوان و زره های قدرتمندی بهره می برند.

FORCES OF CHAOS : اینان شرورترین و پست ترین نژاد جنگجویان می باشند. آنان زمانی وابسته به Space Marine بودند ولی بعد از خیانت از این گروه جدا شده و به گروه اهریمنی CHAOS GODS پیوستند. نحوه جنگ آنان بصورت کاملا حرفه ای است و اساس و ستون اصلی ارتش FORCES OF CHAOS را تشکیل میدهند و هیچگاه به تنهایی نمی جنگند. اینان علاوه بر سلاح های گرم از دندان ها و پنجه های تیز و برنده خود برای تکه تکه کردن دشمنان نیز بهره می برند. فرماندهی هر یک از ارتش ها را یک CHAOS LORD به عهده دارد ، آنها از سلاح های متعددی استفاده می کنند ولی به طور کلی از سلاح های سرد و Hot Plasma برای نابودی دشمنان خود استفاده نمی کند. آنان از خوی درندگی و وحشیگری خاصی برخوردار هستند و بطور کلی هر چیزی که در سر راهشان قرار گیرد را بدون کوچکترین گذشت و رحمی نابود می کنند.

ORKS : اینان نژادی خونخوار ، شرور ، بی رحم و خبیثند. این نژاد وحشی تقریبا بیشتر از اقوام دیگر کهکشان را در اشغال خود دارند. اگر همگی ORK ها در شرارت و آتش افروزی با یکدیگر متحد بودند ، در کهکشان دیگر جایی برای بقیه نژاد ها باقی نمی ماند. اینان از سلاح های فراوان با قدرت تخریب بالا بهره می برند و در جنگ های تن به تن و نزدیک نیز از قابلیت خوبی برخوردار هستند. تکیه گاه اصلی ارتش ORK ها BOYZ نام دارد ، اینان همان ORK های عادی جنگجو می باشند و دو شاخه اصلی BOYS ها را CHOPPA BOYZ و SHOOTA BOYZ تشکیل می دهند. از دیگر ارگان های قدرتمند ارتش آنها NOBZ می باشد اینان یکی از مخوف ترین و مرگ آورترین ارگان های ، ارتش ORK ها هستند که در جنگ های نزدیک و تن به تن از آنها استفاده میشود. تمامی افراد این قوم علاقه زیادی به جنگ افروزی دارند چون جنگیدن باعث بالارفتن قدرت و تنومند تر شدن آنها میشود. هر چه که از سن آنها بگذرد ، قدرتمند تر می شوند و رنگ پوست آنها از سبز روشن به سبز تیره تغییر می کند.

Warhammer 40000: Dawn of WAR: Winter Assault

THE ELDAR : نژادی باستانی با قدرتی ماواری طبیعی بی همتا . زمانی این نژاد امپراطوری بسیار عظیم و قدرتمندی داشتند ولی اینک زمان فرمانروایی بی چون و چرای آنها سپری شده است ولی کماکان از قدرت و ارتش نیرومندی برخوردار هستند. مقر اصلی آنان یک سفینه فضایی با نام CRAFTWORLDS است که به طور مداوم در حال سفر مابین کهکشان های مختلف است. از اجزای تشکیل دهنده ارتش آنها می توان اشاره داشت به : GUARDIANS گروهی که مجهز به سلاحهای سبک هستند و برای جنگ های نزدیک کاربرد دارند. RANGERS سربازانی حرفه ای که با استفاده از پوششی به نام CAMELEOLINE CLOAKS قادر هستند بصورت نامرئی درآیند. FARSEERS این گروه از قدرت های خارق العاده و ویژه ماوای طبیعی بهره مند هستند به طور مثال قادر هستند حرکت های استراتژی آتی دشمنان خود را پیش بینی کنند و در واقع از آنها می توان به عنوان ساحران این قوم یاد کرد. در کل این قوم یکی از نیرومندترین اقوام می باشد و در رویارویی با آنها باید بسیار محتاط عمل کرد.

بخش Campaign نیز یکی از جذاب ترین قسمت های حاکم بر بازی می باشد که در ابتدای این بخش در نقش ملیت SPACE MARINES به مبارزه با Orks خواهید پرداخت. در این بین باید بگویم که شما در این بازی شاهد صحنه های نبرد و زد و خورد بسیار زیبا و موفقی خواهید بود و در بیشتر مواقع نیز درگیر مجادله با دشمنان سرسخت خود می باشید و مدت زمان زیادی از بازی به مبارزه می گذرد. جالب است بدانید در این بازی نقطه قرار گیری سربازان در نحوه شلیک کردن و نابود کردن دشمنان تأثیر بسزایی دارد بدین ترتیب شاهد وجود قوه واقع گرایی در این بازی می باشیم.

Warhammer 40000: Dawn of WAR: Winter Assault

هیجان حاکم بر بازی به ویژه در حین رویارویی با رقبای قدرتمند و انجام بازی تحت شبکه های محلی و اینترنت در حد بی نظیری قرار گرفته و در مقایسه با سایر بازی های هم سبک خود موفقیت لازم را کسب کرده است.

موزیک و صداهای بازی نیز در سطح قابل قبولی قرار دارد. اما باید بگویم که صداگذاری ها همچون بازیهایی StarCraft و WarCraft موفق نمی باشد. اما موزیک ها در سطح خوبی قرار دارند و بازیکن را جذب خود می کنند.

اگر به خاطر داشته باشید چندی پیش بازی GCII با گرافیکی بی نظیر روانه بازار شد. لازم به ذکر است این بازی با گرافیکی بهتر و حتی موفق تر از GCII در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است و شما قادر به زوم کردن تا بیشترین حد ممکن و مشاهده جزییات کامل با بهترین گرافیک از سربازان خود و محیط اطراف خواهید بود. در این بین چرخش دوربین بدور از هرگونه نقصی می باشد و در آن هیچ مشکلی به چشم نمی خورد و حتی برای تسلط بیشتر قادر هستید زاویه دوربین را 360 درجه تغییر دهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 10:41  توسط مجید   | 

همزمان با بر پایی نمایشگاه بین المللی بازیهای رایانه ای 2006 E3میکروسافت بازی جدید خود را به بازار ارائه نمود.این بازی توانسته نظر افراد بسیاری را نسبت به خود جلب کند.
چندی پیش اخباری در مورد Rise of Nations جدید یه گوش رسید . مایکروسافت پروژه ای را که ماه ها مخفی دنبال کرده بود تا حدودی آشکار کرد . نام این بازی Rise of Nations : Rise of Legends به معنای”طلوع ملتها : طلوع اساطیر” می باشد . شنیدن نام اساطیر هر انسان عاقل را به تعجب می اندازد. عنوان بازی کاملا جالب می باشد زیرا نام”طلوع ملتها “همه را به یاد تمدن و تاریخ می اندازد . اما نام “طلوع اساطیر” هم خود به خود ذهن هر بازیکننده ای را به یاد بازیهایی مانند Age of Mythology و Warcraft می اندازد . این مغایر بودن نام اصلی و عنوان چه معنایی می تواند داشته باشد ؟! شرکت بازی سازی Big Huge Games در سال 2003 با ارائه برترین بازی سال به یکدفعه از یک شرکت زیرمجموعه ضعیف به یکی از قوی ترین زیر مجموعه های مایکروسافت تبدیل شد . Rise of Nations به سرعت به یکی از پرفروش ترین بازیهای سال تبدیل شد . این بازی تاریخی و یکی از خوش ساخت ترین بازی های استراتژی بود. حال عنوان” Rise of Legends ” به یک بازی تاریخی چه ربطی دارد ؟!
پاسخ این سوال بسیار ساده و در نوع خود جالب است ، ما این بار با یک بازی تاریخی/ تخیلی روبرو هستیم ! یک بازی با تمام خصوصیات قبلی ، شما با یک ملت و تمدن باید دنیا را تسخیر کنید ! اما دیگر فقط با اسب و درشکه و نیزه و طلا و سنگ و … سرو کار نداريد ، بلکه برخی از تمدنها که در بخش “Legends ” قرار می گیرند قدرت استفاده از نیرو های ویژه و جادویی را دارا مي باشند که در مقابل شما صف آرایی خواهند کرد . اما در مقابل تمدن های تاریخی هم قدرتهایی دارند که قدرت های اسطوره ای ندارند. مثلا در دوره ی Modern Time هواپیماهای شما به خوبی از پس اژدهای حریف بر می آیند ! فکرش را بکنید , جنگ اژدها و هواپیمای بمب افکن !

Tobm Raider Screen Shot

حضور تمام 24 ملت و تمدن که در دو بازی قبلی Rise of Nations وجود داشتند در این بازی قطعی است .این 24 ملت و تمدن شامل :Britain,China,Egypt,India,Turkey,Greek,Persian,America,Maya,Nabian,Russian,Dutch,Lakota Iroquo,Korea,Frence,Spain,Aztec,Inca,Bantu,Roman,Mangol,Germanمی باشد به علاوه ی تمدن های اسطوره ای که هنوز نامشان فاش نشده است . تمام ملتها می توانند در تمام دوره ها شرکت کنند . اگر به یاد داشته باشید در دو بازی گذشته Rise of Nations در دو دوره ی Modern Age و Science Age تمام ملت ها ارتش یکسانی داشتند و حتی در اولین دوره یعنی Ancient Age هم بعضی کشورها ارتشی مشابه داشتند . مثلا ارتش هندی ها و ایرانی ها فقط چند فرق کوچک داشت و ارتش مغولستان و چین شباهت بسیاری به یکدیگر داشتند . مشکل دیگر این بود که تمام تمدن ها از ساختمان های یکسانی برخوردار بودند و تنها در چند تمدن شکل آنها متفاوت طراحی شده بود. مثلا ساختمانها ی Korea,China,Mangol با هم یک شکل بوند .

Tobm Raider Screen Shot

مراحل و مبارزه ها ( Campaigns )

Rise of Nations های قبلی با تمام خوبی ها یک عیب بزرگ داشت ، با وجود تمام پتانسیل های بهترین بازی استراتژی تاریخ یک پتانسیل را کم داشت که مخصوصا در نسخه اول بازی از عدم وجود آن رنج می برد ! آن مورد هم “داستان” بود که در نسخه اول هیچ داستانی در کار نبود و فقط باید یک تمدن را انتخاب کرده دنیا را با آن فتح می کردیم . در نسخه ی الحاقی ( Expansion Pack ) با نام Thrones and Patriots چند بخش به بازی اصلی اضافه شد . یکی از آنها بخش داستانی بود، البته داستان چندانی نداشت اما اسمش بخش داستانی بود که شامل :
Alexander The Great , Napoleon , The New World , The Cold War بود. در این بازی با حفظ اصل و نسب خود یعنی فتح دنیا بخش مبارزه ی داستانی بسیار گسترده تر و اصیل تر شده و در بخش فتح دنیا با واقعیت های بیشتری روبرو هستیم .

نیرو ها و ساختمانها ( Buildings and Units )

تمام سربازهایی که در بازی های قبل بودند در این بازی هم حضور دارند . مانند بازی های گذشته سربازها در هر دوره با دوره ی قبل فرق می کنند . دیدبان ها ( Scout ) در این بازی خط دید بیشتری دارند و در بعضی تمدن ها قدرت دفاعی هم دارند . ساختمانها ی زیادی به این بازی اضافه شده که بیشتر آنها مربوط به تمدن های جادویی می باشد . به عجایب هم چند ساختمان اضافه شده است .

Rise Of Legends

ما در سری مجموعه های Rise of Nations ضعف وافری را در قسمت گرافیک شاهد بودیم ، گرافیک دوبعدی و صدای کاملا تصنعی در بازی حاکم بود . اما اینبار با استفاده از کمک تعدادی از افراد تیم های دیگر مایکروسافت ، گرافیک آنچنان پیشرفت کرده که هیچ بازی استراتژی دیگری توان رقابت با آن را نخواهد داشت . موتور گرافیکی جدید را می توان به جرات قوی تر از Age of Empires III دانست . صدای تصنعی بازی کاملا از بین رفته، شما در بازی های قبلی صدای موسیقی بسیار زیبایی را می شنیدید اما مثلا در هنگام حرکت اسبها یک صدای مسخره از سم اسب می شنیدید که همین امر موجب نارضایتی بازیکننده میشد .نورپردازی با الهام از آثار شاهکار لئوناردو دا وینچی برداشته شده است . Game play بسیار قدرتمندی در این نسخه طراحی شده است که نظر هر بازیکننده استراتژی را به خود جلب میکند. از نظر مسائل فنی این شماره از سری Rise of Nations بسیار پیشرفت کرده و زیبایی خاصی دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:9  توسط مجید   | 

اگر شما طرفدار بازی های استراتژیک باشید حتما نام بازی کماندوز را شنیده اید یا حداقل یکی از نسخه های آنرا به پایان رسانده اید !!! این بازی توانست با ابتکارات و نوآوری های خود سبک جدیدي از بازی های استراتژیک را پایه گزاری کند و طرفداران زیادی را نیز پیدا کرد. در این بازی شما در نقش کماندوهای حرفه ای بودید که در جنگ جهانی دوم عملیات سری انجام می دادید که انجام این عملیات ها ،  حرکت دشمن را کند و مختل  می کرد و حال پس از سه سال نخسه جدیدی از این بازی به بازار آمده است , اما نه در سبک استراتژیک بلکه در سبک اکشن FPS که دگرگونی سبک بازی را درپی دارد و حال باید دید که این بازی می تواند بین غول های این سبک جایی برای خود پیدا کند یا خیر ... ؟!

معرفی :
در بازي كماندوز شما كنترل سه شخصيت اصلي بازي را بر عهده داريد كه هر كدام از اين شخصيت ها توانايي ها و قابليت هاي منحصر بفردي براي خود دارند . اولين كماندو شما در بازي Green Beret نام دارد که قدرت زیادی دارد و همچنین توانایی کار با  انواع اسلحه ها و توانایی منهدم کردن ادوات دشمن از جمله تانک و نفربر را دارد . این فرد قدرت آتش بالایی دارد و در بطن جنگ می توانید از او استفاده کنید . William Howkins معروف به تک تیر انداز( Sniper ) ، که همانگونه كه از نام آن بر مي آيد يك اسنايپر است و دشمنان را از دور غافلگير مي كند .

 

 

البته اين شخصيت قابليت ها ديگري نيز دارد اما برترين توانايي او تك تير اندازي است . شخصيت بعدي Geoge Brwon معروف به جاسوس ( Spy ) كه رییس گروه هم است . توانایی او در جاسوسی از دشمن بسیار زیاد است ، او می تواند دشمنان را بدون سر و صدا کشته ، لباس آنها را بپوشد و به داخل سیستم دشمن نفوذ کند . در کل این سه شخصیت در بازی ماموریت های متنوعی بر عهده دارند که می توانند شما را تا پایان بازی همراه خود نگه دارند .

گرافیک ، نورپردازی و صدا:
گرافيك بازي در سطح متوسطي قرار دارد و در واقع نچندان خيره كننده است و نه نا اميد كننده . راستش از وقتی که بازی هایی مانند Call of Duty2 را بازی کردیم کمی توقعاتمان از گرافیک بالا رفته است ! و در نظر کلی گرافیک خوب جلوه می کند اما ار بازی های هم سبک خود عقب تر است . طراحی محیط خوب انجام گرفته اما به جزئیات و بافت ها زیاد پرداخته نشده و همین باعث شده که محیط بازی کمی غير واقعي به نظر برسد. تقریبا طراحی تمامی اجسام موجود در محیط به خوبی انجام گرفته و طراحی شخصیت ها نیز کاملا معمولی و به دور از جزئیات است  اما در زمانی که دوربین بازی به صورت  اول شخص  است ، طراحی دست ها و اسلحله به خوبی صورت گرفته و زیبا به نظر می رسند . تقریبا 60 درصد اجسام داخل محیط قابل تاثیر پذیری و حرکت هستند به طور مثال شما در طول مراحل روزنامه هایی را می بینید که با وزش باد به شکل طبیعی به حرکت در می آید یا بشکه هایی که با شلیک گلوله به آنها منفجر می شوند . جلوه های ویژه در بازی مانند آتش ، انفجار ، دود و غيره درحد خوبی نیستند . مثلا وقتی یک نارنجک را پرت می کنید تنها شاهد یک جرقه کوچک و کمی گرد و غبار می شوید که اصلا جالب نیست . نور پردازی بازی هم در حد خوبی قرار دارد اما اشکالاتی هم به آن وارد است . تاثیر گزاری نور بر شخصيت هاي بازی اصلا خوب نیست اما نور پردازی محیط در حد راضی کننده ای قرار دارد . سایه پردازی نیز به مراتب در حد پایینی قرار دارد و مانند شخصیت ها که پر از چند ضلعی هستند آنها نیز پر اشکال هستند و با تغییرمنبع نور حرکتی از خود نشان نمی دهد . از صدا گزاری بازی هر چه کمتر بگوییم بهتر است چون صدا گزاری بازی در سطح نسخه های قبل همبن بازی هم نیست چه برسد به سطح یک بازی اکش اول شخص !!! دیالوگ های بازی خوب نوشته شده اند اما دوبله آنها فوق العاده ابتدایی است ، حرکت لب ها نیز با صدا کوچک ترین شباهتی ندارند . اما موسیقی بازی در حد خوبی است .موسیقی بازی به طور دینامیک است و با عمل های بازیکن در بازی تغییر می کند . مثلا اگر در دید دشمن باشید موسیقی تند می شود و اگر از دید دشمن پنهان باشید موسیقی بازی به نحو دلهره آوری پخش میشود .

 

روند بازی و هوش مصنوعی :
بعد از انتقادهای زیاد از بازی می رسیم به يكي از نقاط قوت بازی که آن روند بازی و تنها چیزي است که می تواند خود را از بازی های هم سبک خود جدا کند . مراحل بازی در مناطقی از کشورهای فرانسه ، نروژ و روسیه  انجام می گیرد که به گفته سازندگان بازی بر مبنای نقشه ها و اسناد آن زمان شبیه سازی شده است . بازی دارای چهارده مرحله میباشد که هر مرحله از بازی دارای ماموریت های متنوعی است که از دو قسمت تشکیل می شوند .  یکی ماموریت های اصلی که باید برای به پایان بردن بازی آنها را انجام داد و دیگری ماموریت های فرعی که انجام آنان باعث می شود امتیاز بیشتری در پایان مراحل به دست آورید . مراحل بازی هیجانی مانند غول های این سبک ندارد که در صحنه جنگ در گیر باشید ، ماموریت های شما کاملا سری است و باید با کمترین تولید صدا به پایان رسد برای همین بازی بیشتر بر روی حالت مخفی کاری تکیه کرده است  که به جرات می توان گفت در هیچ بازی در سبک جنگ جهانی  ، حالت مخفی کاری کمتر یا اصلا وجود نداشته و این خصلت می تواند این بازی را از دیگر بازی های دیگر متمایز کند . همچنین شما میتوانید به هر صورتی که مایل هستید ماموریت ها را انجام دهید ، به طور مثال در یک مرحله شما باید چهار تانک را منهدم کنید ، میتوانید با جستجو در منطقه و پیدا کردن RPG این کار را انجام دهید و یا با نجات جان همرزمانتان و گرفتن بمب ساعتی از آنها به این ماموریت ها خاتمه دهید. از دیگر کار هایی که این بازی را از دیگر بازی های هم سبک خود جدا می کند ، انتخاب بازیکن به طور همزمان در طول مرحله است ، به این صورت که در بعضی مراحل به شما ، اختیار دو بازیکن داده می شود و شما باید برای انجام مراحل از هر دوی آنها استفاده کنید به طور مثال از تک تیر انداز برای پوشش و کشتن دشمن ها از راه دور و از Beret  برای دفاع  و منهدم کردن ادوات دشمن استفاده می شود . به همین چند مورد بسنده کرده و به هوش مصنوعی بازی می پردازیم ، میتوان به طور کلی گفت که این بازی در بعضی موارد در حد خوبی قرار دارد و در بعضی موارد دیگر در حد مطلوبی نیست . به طور مثال وقتی شما می خواهید به سمت دشمنی چاقو پرتاب کنید اگر آن دشمن شما را ببیند به سرعت جاي خالی می دهد و به سمت شما شلیک می کند ، یا اینکه دشمنان با دیدن شما از فاصله دور شما مورد هدف قرار می دهند . اما در مواردی که اصلا خوب کار نشده میتوان به بی اعتنایی سربازان به صدا( البته به غیر ازپرتاب سکه) اشاره كرد . مثلا اگر شما به سمت دشمن که رویش به پشت شماست بدوید اصلا توجهی به شما نمی کند و شما میتوانید با خیال به خدمت دشمن برسید و موارد دیگر .

 

 

نتیجه :
اگر شما این بازی را انجام دهید با تجربه جدیدی آشنا می شوید . این بازی با ترکیب سبک های استراتژیک ، اول شخص و مخفی کاری می تواند سرگرمی جالبی برای شما باشد ، پس اگر شما طرفدار هر نوع سبک از بازی های کامپیوتری هستید ما این بازی را به شما پیشنهاد می کنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:2  توسط مجید   | 

آسمان زيباست و همانقدر كه خاك وطن غيرت ملي شماست ، آسمان كشورتان هم شرف شماست و هر تجاوزي به آن چون لكه اي ننگين مي ماند كه بايد آن را پاك كرد باز هم غول بازیسازی دنبا UBI SOFTبازی جدید به بازار ارائه نمود ولی این بار در سبک نبرد هوایی که طرفداران بسیار زیادی دارد.
از گذشته تا به حال همیشه پرواز لذت بخش بوده است. حال فرصت آن رسيده تا یک بار دیگر این لذت را در بازی های کامپیوتری تجربه کنيم. شما را همچون خلبانی بر فراز ابرها در جنگ جهانی دوم به سراغ دشمن می برد. این بازی برای طرفداران این سبک یک خبر شگفت انگیز بود چرا که این بار شما می توانید در این بازی نبردهای مختلف هوایی داشته باشید

Blazing WWII

گرافیک
ه گرافیک بازی بسيار زيبا و تحسين برانگيز است. به گفته سازندگان بازی، شبیه سازی شهرها و مناطق موجود در بازي بگونه ای است که اگر با شكل آن مناطق آشنايي داشته باشيد يا عكس هاي آن مناطق را ديده باشيد احساس خواهید کرد که در آنجا پرواز میکنید. این مناطق بسیار وسیع خواهند بود و شما می توانید در محیط هايی باز و وسیع با هواپیمای خود مانور دهید. به نظر می رسد كه طراحی آسمان و وضعیت آب و هوایی نيز بسیار جالب باشد، چرا كه در این بازی ابرهای سیاه و مه های سنگین و رعد و برق ها با دقت بالایی طراحی شده اند. این ابرهای سیاه و غلیظ بگونه ای خواهند بود که شما بتوانید به درون ابرها بروید و از درون آنها عبور كنيد. مناظر منحصر به فردی را با دیدن رعد و برق در میان این ابرها خواهید دید، منظره آسمان در مراحل مختلف متفاوت است و با توجه به فصل های سال تغیر میکنید. انفجار ناوهای جنگی و ساختمان ها و هواپیماها نيز به طور شگفت آوری زيبا طراحی شده اند. همانطور كه از نام بازي بر مي آيد هواپيماهاي موجود در اين بازي مربوط به جنگ جهاني دوم هستند. شبیه سازی اين هواپيماها به خوبی توسط سازندگان این بازی انجام شده است و کارشناسان هواپیمایی دقت در شبیه سازی این هواپیما ها را تایید کرده اند، به گونه ای که طی یادداشتی بخاطر طراحی زیبای این هواپیما ها و یاد آوری یاد و خاطره پرواز با این هواپیما ها از UBI و سازندگان آن تشکر کرده اند. در کل امیدواریم گفته های سازندگان بازی بوقوع بپیوندند و ما شاهد بازیي با گرافیک زيبا باشیم.

Blazing WWII

کنترل بازی
استودیوي سازنده بازی زمان زيادي را صرف ساخت و تنظيم کنترل بازي و هواپيماهاي آن كرده است تا كنترل بازي و هواپيما ها حالتي روان و طبیعی داشته باشند. شما می توانید کنترل را به صورت دستی و یا نیمه اتوماتیک بازی کنید، و در حالت نیمه اتوماتیک بعضی از کارهای دشوار خلبانی توسط خود كامپيوتر انجام میگيرد. شما قادر خواهید بود حرکات نمایشی و آکروباتیک را به گونه ای به اجرا در آورید که احساس کنید خود خلبان هستید و این حرکت را به اجرا در آورده اید. یکی دیگر از عوامل موثر در کنترل بازی چرخش دوربین است که در این بازی دوربین هرجا که لازم باشد مثل زمانی که قصد دور زدن را دارید و یا زمانی که قصد كم كردن ارتفاع را دارید به نرمي تغییر خواهد كرد. ما هم اميدواريم كه گفته ها و طرح هاي سازندگان بازي بخوبي اجرا شوند و شاهد کنترل روانی در این بازی باشیم.

جزئیات بازی :
در بازی Blazing Angels Squadrons of WWII حدود 40 هواپیمای جنگ جهانی دوم برای نبردهای هوایی در نظر گرفته شده است که این یکی دیگر از عوامل مثبت در بازی است که موجب متنوع بودن بازي و جلب گيمر میشود . بازی دارای 18 مرحله است که در 12 مکان و شهر درگير در جنگ جهانی دوم صورت میگیرد. مناطق مهمی مثل بریتانیا، بندر مروارید، آلمان و احتمالا ژاپن در بازی خواهند بود که یاد آور روزهای دشوار جنگ جهانی دوم هستند. مانند هر بازي ديگري در ابتدا شما باید مراحل آموزشی این بازی را مثل پرواز و حرکات آكروباتیک و تیراندازی و بمباران را انجام دهید.

Blazing WWII

در هر مرحله از بازی چند ماموریت وجود دارد و انجام هرکدام بر دیگری تاثیر می گذارد. شما باید مهمترین ماموریت که از نظر استراتیژیکی مهم است را بر گزینید، برای مثال شما می توانید یک ماموریت تهاجمی را برگزینید و یا از یک منطقه دفاع کنید. هر هواپیما دارای خصوصیات مخصوص به خود است که با توجه به موقعیت جنگی و ماموریت داده شده به شما باید آن را انتخاب کنید. برای نمونه در ماموریت هایی که قصد تخریب دارید باید از هواپیمایی مثل He-111 استفاده کنید و در زمانی که قصد دفاع کردن و یا نقش گارد محافظ را دارید می بایست از هواپیمایی مثل BF-109 استفاده کنید. در ضمن شما می توانید به زیبایی یک هواپیما را تعقیب کنید و او را در تیر دست خود قرار دهید. در بازی معمولا از موشک استفاده نمی شود و شما باید با تیر بار هواپیما، بالها و جاهای حساس هواپیمای دشمن را مورد هدف قرار دهید تا پس از آتش گرفتن سقوط کند. در بازی میتوانید به عنوان فرمانده به خلبانهای دیگر دستور دهید. برای مثال اگر شما یاران خود را ” تام” و “جو” و “فرانک” فرض کنید در زمان حمله به فرانک که فردی بی پروا و متخصص حمله است دستور دهید تا جلوتر از شما پرواز کند . “تام” در دفاع کردن تخصص دارد پس شما باید آن را در پشت سر خود قرار دهید و از “جو” که توانایی بالایی در پوشش هوایی و حفاظت هواپیما دارد برای پوشش استفاده کنید. براي اين بازي قسمت آنلاين نيز در نظر گرفته شده است و شما می توانید به صورت آنلاین نیز با دوستان (يا بهتر است بگوييم دشمنان خود!) نيز بازی کنید. در قسمت آنلاین بازی شما می توانید 19 هواپیما را برگزینید و بایکدیگر به صورت دو نفره بازی کنید.

Ubi همواره هنر خود را در ساخت بازيهاي مختلف نشان داده است و تقريبا بازي يا سبكي را نمي توان نام برد كه اين كمپاني در ساخت آن شكست خورده باشد. بازي Blazing Angels نيز تمامي مواد لازم را براي تبديل شدن به يك بازي تمام عيار در اختيار دارد. فرشته هاي آتشين در حال حاضربه بازارارائه شده است .

Blazing WWII

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 20:41  توسط مجید   | 

هر ساله طرفداران بازی های رایانه ای خصوصا فوتبال دوستان شاهد عرضه بازی FIFA توسط کمپانی بزرگ و محبوب EA بوده اند. امسال نیز EA توانست با نو آوری ها و تغییرات کلی که در بازی FIFA 2006 بوجود آورد برتری خود را نسبت به سایر رقبا اثبات نماید و به عنوان بهترین بازی فوتبال سال شناخته شود. EA Sports هر ساله دو بازی فوتبال را عرضه می کند که یکی بازی اصلی و دیگری بازی است که به مناسبت با برگزاری مسابقات مهم در آن سال عرضه می شود. امسال نیز بزرگترین رویداد جهانی فوتبال یعنی جام جهانی برگزار می شود و سازندگان بازی FIFA نیز به همین خاطر دست به کار شده اند تا بازی FIFA World Cup 2006 را قبل از مسابقات جام جهانی تولید و به بازار عرضه کنند. اینبار این بازی برای ما ایرانیان اهمیتی دو چندان دارد چرا که تیم ملی ما نیز بعد از چندین سال در بازی های ورزشی و جام جهانی قرار گرفته است و مامی توانیم بعد از مدتی در این بازی همراه با تیم ملی کشورمان باشیم.

Tobm Raider Screen Shot

در این بازی حدود 127 تیم قرار داده شده که برای رسیدن به جام جهانی با یکدیگر در مسابقات مقدماتی جام جهانی به رقایت می بپردازند تا جزو 32 تیم راه یافته به جام جهانی باشند. همانطور که می دانید انجین بازی همان انجین FIFA 06 میباشد که با کمی تغییرات و نو آوری ها در قالب FIFA World Cup در آمده است. در اینجا به برخی از این نو آوری ها و تغییرات می پردازم.
هر ساله دومین بازی فوتبالی که EA Sport منتشر می کند با کمی تغییرات در دست گیمرها قرار می گیرد و امسال هم ما شاهد تغییراتی در بازی خواهیم بود. یکی از تغییرات اولیه بازی مربوط می شود به منوی بازی که زیبا تر از FIFA 06 است. فیفا همیشه از لحاظ زیبایی منو ها نسبت به سایر رقبا بهتر بوده است و امیدوار است که این برتری تداوم داشته باشد. در بازی نیز توپ مخصوص جام جهانی و توپهای جدید اضافه شده است. این بازی نسبت به گیم پلی بازی فیفا 2006 بهتر شده و تنظیمات جدیدی بر رو گیم پلی بازی صورت گرفته است. یکی دیگر از تغییرات بازی در ضربات و شوت های بازیکنان است که حساس تر شده است و شوت بستگی به فاصله دروازه بان و جهت توپ دارد ودر این بازی شوت هایی را خواهید دید که تا به حال در هیچ یک از بازی های رایانه ای ندیده اید. نوع پاس دهی ها و سانت تغییر کمی نسبته به FIFA 06 داشته است و درکل امید میرود که بازی بهتر از FIFA 06 را شاهد باشیم.

Tobm Raider Screen Shot

در بازی نو آوری هایی نسبت به World cup 2002 شده است که موجب افزایش هیجانی تر شدن بازی شده است. از جمله آن وجود بازیکنان قدیمی در دوره های جام جهانی قبلی است وشما می توانید همراه با تیم های قدیمی و بازیکنانشان در مسابقات جام جهانی شرکت کنید. در ضمن می توانید برخی از صحنه های زیبای جام جهانی های گذشته را در Global Challenge ببینید. این نو آوری نیز در بازی FIFA 06 هم مشاهده شد. شما خواهید توانست بازیکنان را به تیم ملی دعوت کنید و قبل از برگزاری مسابقات مقدماتی جام جهانی تمرین کنید و تیم خود را روانه مسابقات کنید تا از بین 127 تیم موجود در بازی جزو 32 تیم راه یافته به جام جهانی باشید. در افتتاحیه بازی شاهد جشنی خواهید بود که به مناسبت آغاز جام جهانی برگزار می شود و تیم ها یکی بعد از دیگری در میدان خواهند آمد و برای قهرمان هم نیز مراسمی را در روز فینال خواهیم دید که زیبایی فوق العاده ای دارد. EA برای جلد روی بازی از هر کشور یک بازیکن را انتخاب کرده است که از مهترین این ستارگان لمپارد و دل پیرو و… می باشد. بازیکنان ستاره در بازی قابل تشخیص هستند چرا که بالای سر آنها یک علامت ستاره وجود دارد. تقریبآ هر تیم ملی دارای یک یا چند فوق ستاره است از دیگر زیبایی های بازی می توان از سر و صدا و عکس العمل های تماشاچیان در موقعیت های حساس و مختلف نام برد. از آن جایی که پنالتی درجام جهانی یکی از عوامل موثر در بازی است و گاهی مواقع موجب حذف یا صعود یک تیم شده است در بازی شما خواهید توانست پنالتی را تمرین کنید و خود را برای پنالتی زدن آماده کنید.
با توجه به گذشت 6 ماه از ارائه فیفا 2006 و مشخص شدن معایب آن در این بازی سعس شده که مشکلات فیفا حل شود و شما می بینید که نصبت به فیفا از همه جهات رشد داشته و کامل تر شده است

Tobm Raider Screen Shot

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 20:29  توسط مجید   | 

 

بازی Tom Clancy’s Ghost Recon Advanced Warfighter در 4 سی دی یا یک دی وی دی ارائه شده است.بار ديگر ubi soft وtom clancy ما را به دنياي Ghost Recon باز مي گردانند. حضور Ghost Recon 3 در نمایشگاه E3 برای Xbox360 ، PS2 ، PC ، Game Cube و PC طوفاني به پا کرد بسياري از ديگر بازي هاي اين سبک را در خود له کرد! اين طور که از دمو های به نظر میرسد اين بازي يک سر و گردن از ديگر بازي هاي هم زمان خودش جلوتر و پیشرفته تر است . در دمو هايي که ubi soft در E3 به نمايش گذاشته جزييات زيادي در محيط بازي به چشم مي خورد و همچنين GR3 پيشرفت قابل توجهي در تمامي افکت ها ( از جمله دقت و توجه بالا به انفجار ها و ديگر صحنه هاي اکشن ) همراه با گسترش محيط هاي شهري در بازي داشته است . در کل ما در GR3 شاهد ترکيبي از محيط بزرگ در بازي و دقت در جزييات آن خواهيم بود. طراحي کاراکتر ها نيز در نسخه سوم Ghost Recon با دقت بالايي انجام گرفته و به گفته سازندگان بازي در طراحي هر يک از کاراکتر ها از 20.000 اشکال و خطوط استفاده شده است! اين سري بازي داراي حجم بيشتر دستورات نسبت به نسخه هاي پيشين خواهد بود.گرافيک بازي نيز در حد بسيار خوبي قرار دارد.

روند داستاني بازي
مثل سري هاي گذشته بازي شما يک عضو خاص از واحد نيروهاي مخصوص ارتش ايالات متحده هستيد. داستان بازي در سال 2013 ميگذرد . هنگامي که رهبران آمريکا ، کانادا و مکزيک در مکزيکوسيتي براي بستن چند پيمان بازرگاني بر سر ميز مذاکره نشسته اند و اين يک فرصت طلايي براي تروريست هاي مکزيک است تا براي گروگان گرفتن رييس جمهور آمريکا به محل برگزاري مذاکرات حمله کنند.شما و گروهتان وظيفه سرکوب آشوب گران و آزادي رئيس جمهور را بر عهده داريد. همان طور که متوجه شديد قسمت Single Player بازي در مکان هاي مختلف مکزيک دنبال مي شود.

اندر فضايل Ghost Recon 3 !
شما با GR3 يک بازي جديد و پر از نوآوري را تجربه خواهيد کرد.هنگاميکه شما به همراه تيم 4 نفرتان به دنبال تکميل ماموريت از مناطق مکزيکوسيتي عبور مي کنيد به هيچ وجه نخواهيد توانست اين بازي را قبل از اين که به سرانجامي برسانيد نيمه کاره ول کنيد. GR3 از دوربين مشترک سوم شخص / دوم شخص استفاده می کند.يکي از نواوري هاي GR3 استفاده از سيستم(in tegrateol warfighter system) يا iws است. GR3 با وجود سيستم iws قادر به نمايش هم زمان چند نقطه از بازي خواهد بود! به اين ترتيب که وقتي شما به افرادتان فرماني مي دهيد مي توانيد نحوه ايجاد دستور توسط افرادتان را در پنجره اي که به همين منظور در گوشه صفحه باز شده مشاهده کنيد.

 

همچنين از اين پنجره مي توانيد براي مشاهده تصوير ماهواره اي از مکزيکوسيتي استفاده کنيد که در طول بازي بسیار زیاد به پيشبرد اهداف شما کمک خواهد کرد. در اين بازي شيوه ديگري نيز براي جاسوسي از دشمن وجود دارد . شما مي توانيد هواپيماها و جنگنده هاي خود را بر فراز قلمرو دشمن به پرواز پر در آوريد و همزمان از پنجره iws براي ديد بهتر استفاده کنيد. کمي هم از هوش مصنوعي بازي صحبت کنيم. شما ميتوانيد در صحنه نبرد ، با رانندگان، خلبانان و همرزمان خود صحبت کنيد و دستورات مافوق تان را از طريق بي سيم دريافت نماييد. سازندگان بازي قول داده اند که GR3 را به يک بازي با گرافيک به يادماندني و متفاوت از نسخه هاي پيشين تبديل کنند. گرافيک اين بازي شما را وا مي دارد تا خود را در غالب نيروهاي مخصوص ارتش آمريکا در سال 2013حس کنيد!سبک GR3 شما را به ياد بازي سرباز جهاني مي اندازد اما سرباز جهاني در يک محيط شهري. در اين بازي مي توانيد به افرادتان دستوراتي مانند حرکت کردن، نگه داشتن موقعيت، حمله به دشمن و حتي تغيير تاکتيک از تدافعي به تهاجمي را صادر کنيد. شما قادر خواهيد بود در پشت ديوارها و ديگر موانع سنگر گرفته و براي ديدن و تير اندازي به سمت دشمن به اطراف خم شويد.هم تيمي هايتان نيز مي توانند شما را در هنگام حمله به دشمن زير آتش خود پوشش دهند. در باره مد multiplayer توضيحاتي در دسترس نيست اما ubi soft ادعا کرده است Ghost Recon در همه قسمت ها حرفي براي گفتن دارد. Ghost Recon همچنين قابليت بازي online را در Xbox360 ، PS2 و PC داراست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 20:25  توسط مجید   | 

مدتهاست بازي پدرخوانده كاربران كنسول ها و PC را چشم به راه نگه داشته بود . سرانجام اين بازي منتشر شد و بي قراري ها را به پايان رسانيد . بر خلاف بسياري از نظر ها پدرخوانده نتوانست چندان موفق ظاهر شود . شايد قبل از ارائه اين بازي بسياري فكر مي كردند كه اين بازي مي تواند در حد مافيا ظاهر شود . كه صد البته چنين نشد . پدرخوانده در نوع خود يك شاهكار فوق العاده به شمار مي رود اما شايد وجود عناويني همچون مافيا و مقايسه شدن آن با مافيا اين بازي را از نظر ها دور خواهد كرد . اين بازي يك طوفان فوق العاده در پلي استيشن ۲ به راه انداخت و متاسفانه نتوانست در ساير نسخه ها اين محبوبيت را بدست آورد . پدرخوانده به معناي واقعي دنياي گانگستري را به تصوير مي كشد و شما را در خود فرو مي برد . پدرخوانده بر اساس داستان فيلم آن ساخته شده است كه مي توانيد با رفتار ها و امتياز هاي متفاوتي كه در بازي كسب خواهيد سير و روند آن را تغيير دهيد و آن را بگونه اي كه خودتان مي خواهيد تغيير دهيد .

داستان بازي در كل حول حكمروايي گروه ها و خانواده هاي بزرگ مافيايي بر شهر است . داستان بازي بصورت بسيار زيبايي همانند فيلم آن به تصوير كشيده شده است . در يك نگاه كلي بين بازي و فيلم آن مي توان گفت ، محيط ها ، نحوه قرارگيري دوربين در دمو ها ، شخصيت ها و افكت ها بازي به طور كلي نيمه دوم سيبي است كه فيلم نيمه اول آن را تشكيل مي دهد ! شبيه سازي بازي نسبت به فيلم بسيار عالي صورت گرفته كه جزئيات آن در نسخه PS2 به مراتب بهتر از ساير نسخه هاست . در ابتداي بازي مي توانيد كاراكتر دلخواه خود را بسازيد و بازي را با آن به سرانجام برسانيد . هر چند كه اين قسمت انعطاف هايي را كه EA از قبل معرفي كرده بود را ندارد . و بسياري از قسمتها در آن ديده نمي شود . نسخه PS2 بازي امكانات بيشتري را در اين قسمت شامل مي شود كه نسخه PC در كمال تعجب آنها را ندارد !! همچنين مي توانيد بازي را با شخصيت اصلي و از پيش ساخته شده به انجام برسانيد . گرافيك بازي بسيار عاليست . همچنين اگر مشخصات گرافيكي بازي را در نسخه PC ارتقا دهيد و آنها را بالا ببريد . محيط هاي بازي در پدرخوانده بسيار وسيع هستند . بطوريكه از تكنيك محو و نمايش در نسخه PC استفاده شده است تا بازي بتواند محيط هاي بازي را به نرمي و راني به تصوير بكشد . اين تكنيك را قبلا در مافيا نيز شاهد بوده ايم . از جمله معايب پدرخوانده استفاده از اين تكنيك در اجزا متحرك بازي مانند وسائل نقليه نيز مي باشد كه در قسمتهايي از بازي شاهد نمايان شدن يكباره ماشين ها در بازي هستيم كه انجام اين كار توسط EA كمي غير حرفه اي و دور از تصور به نظر مي رسيد . تمامي شخصيت هاي بازي بصورت آبجكت طراحي شده اند و تك به تك اجزا بدنشان قابل تجزيه هستند . به همين دليل شخصيت هاي بسيار زيبا ديده مي شوند . طراحي شخصيت ها در نسخه 360 بسيار عالي مي باشد و يكي از فوق العاده ترين طراحي هاي انجام شده شخصيت تا به امروز بوده است . بيشتر دمو هاي بازي در PC و ساير نسخه ها به جز 360 توسط موتور گرافيكي بازي انجام مي شود و دمو ها عملا بصورت Real render مي باشند . در نسخه 360 برخي از دمو هاي اصلي بازي از پيش رندر شده مي باشند . به همين دليل در برخي از دمو هاي 360 احساس مي كنيم كه دمو ها واقعي تر به نظر مي رسند . نسخه  PS2 بسيار سبك تر از ساير نسخه ها مي باشد و بازي بسيار روان تر به نظر مي رسد .

 

 

به طور كلي مطمئنا بازي در 360 بسيار متفاوت تر از ساير نسخه ها خواهد بود . محيط هاي بازي بصورت تماما Texture مي باشد . به همين دليل تنوع زيادي رد ساختمان ها و محيط بازي احساس مي شود . بازي همچنين داراي افكت هاي تصويري بسياري عالي اي مي باشد كه از جمله آنها مي توان به چرخش كاغذ هاي باطله در روي زمين و دود ناشي از حركت سريع ماشين ها اشاره كرد . ساير افكت هاي بازي مانند آتش ها و شليك ها بصورت realtime رندر مي شوند . به همين دليل افكت هاي بازي بسيار زيبا به نظر مي رسند . بازي در بسياري از قسمتها افكت هاي realrender فراواني را دارد . به همين دليل در بازي شاهد سنگيني هاي فراواني در گرافيك بازي هستيم . محيط بازي تاثير پذيري نسبتا خوبي را دارد و قسمتي از اشيا بازي قابل تخريب هستند . جعبه ها ، موانع ، تابلو ها ، چرخ ها و سطل هاي كنار خيابان از جمله اين اشيا هستند . از برترين تكنولوژي هايي كه EA  در ساخت بازي بكار بسته است تخريب اشيا بصورت Realtime مي باشد . به عبارتي اشيا در بازي ممكن است به نحو هاي مختلفي از بين بروند و نحوه تخريب آنها در حالت هاي مختلف تفاوت كند . اين يكي از نكات مثبت بكار برده شده در ساخت بازي است . بدليل اينكه دمو هاي داخلي بازي بصورت Realtime رندر مي شوند ، در طول چند دور بازي ممكن است با دمو ها مختلفي برخورد كنيد . به عبارتي هميشه دمو هاي بازي در يك نقطه يكسان نيست و حتي جهت قرارگيري دوربين نيز در آنها فرق دارد . كه بايد به EA به خاطر اين شاهكارش تبريك گفت .  بر روي دوربين بازي و بويژه در نسخه PC بسيار خوب كار شده است . دوربين بازي چرخش هاي بسيار دقيقي را در بازي انجام مي دهد . كيفيت دوربين بازي را مي توانيد در صحنه هاي رانندگي در بازي احساس كنيد . دوربين همزمان با شما و با نهايت كيفيت در طول بازي مي چرخد . همچنين دوربين بازي نسبت به سرعت شما شتاب مي گيرد و به عقب و جلو فكوس مي كند .  دوربين بازي در بسياري از قسمتها همزمان با شما حركت مي كند و مي چرخد و در كمتر صحنه اي شاهد هستيم كه دوربين بازي را از خلاف جهت كاراكتر به نمايش بكشد . هر چند كه كنترل بازي بر روي چرخش دوربين نيز تاثير گذار بوده است و در خيلي از صحنه ها بدليل سرعت بالاي كنترل بازي دوربين نيز به سرعت حركت مي كند . دوربين به سرعت جاي خود را از EOF به BOF مي دهد و همين مساله يكي ديگر از حركات درخشاني بوده كه EA در ساخت اين بازي بكار برده است . هوش مصنوعي در بازي چندان بالا نيست و كمي عجيب به نظر مي رسد .

هوش مصنوعي كاراكتر هايي كه در بازي تاثير چنداني ندارند بالا نيست و شايد در برخي از صحنه ها شاهد حركات عجيبي از  آنها باشيم . در برخي از صحنه ها شاهد حركات غير معقولي از اين دست كاراكتر ها هستيم . در هر حال هوش مصنوعي بازي چندان كه به نظر مي رسيد نيست . در بازي مي توانيد ماشين ها را از هر نقطه اي سرقت كنيد كه باز هم در اين زمانها شاهد عدم مقاومت مردم و عدم درگيري با آنها هستيم و مي توانيد براحتي ماشين ها را سرقت و تصاحب كنيد كه انتظار مي رفت حداقل در بعضي از موارد با درب هاي بسته و يا مقاومت سرنشينان روبرو شويم . پس از سرقت هر ماشين يك درجه به درجه پليس هاي شما اضافه خواهد شد . درجه هاي پليس در بازي به درجه هاي اطلاق مي شوند كه ميزان تحت تعقيب بودن شما توسط پليس را به تصوير مي كشند . زياد شدن اين درجه ها موجب درگيري شديد با پليس مي شود و نيرو هاي پليس به تعقيب شما مي پردازند . كه در اين مواقع فرار از دست پليس كمي غير انجام به نظر مي رسد . يكي ديگر از نوآوري هاي بكار برده شده در بازي درجه محبوبيت و ارزش شما در خانواده ( دسته گانگستري ) مي باشد كه بيانگر ميزان نفوذ شما در بازي مي باشد . شليك ها در بازي بخوبي انجام مي پذيريد و مي توانيد با گرفتن يك كليد ميانبر دشمن خود را بصورت اتوماتيك نشانه رويد . همچنين در هنگام زوم بر روي دشمنان مي توانيد نشان خود را دقيق تر كنيد و دقيقا محل مورد نظر را بر روي بدن حريف خود نشانه رويد . يكي از نكاتي كه EA بخوبي آن را مورد بررسي قرار داده است تير خوردن و صدمه ديدن دشمنان شماست . دشمنان شما دقيقا از نقطه اي كه تير مي خورند به زمين مي افتند و زحمي مي شوند . حركات دشمنان شما در جايگري و صدمه ديدن بسيار طبيعي و منطقي است . شما در بازي امكان انجام حركات مختلفي را داريد . در طول بازي مي توانيد به ديوار ها بچسبيد و در تقاطع ها ، نماي ديگري از فضا را ببينيد .

 



همچنين امكاناتي از قبيل خفه كردن دشمنان را نيز داريد . مي توانيد دشمنان و رقيبان خود را از يقه گرفته و آنها را به اطراف پرتاب كنيد و يا سر آنها را به اجسام مختلف و يا ديوار بكوبيد . بازي در بسياري از قسمتها داراي راهنما مي باشد و راهنماي دكمه ها را در اختيار شما قرار خواهد داد . نحوه تير اندازي شما در ميزان آسيب ديدن دشمنان تان  نيز تاثير دارد و شليك به سر به مراتب تاثير گذار تر از شليك به پا و يا ساير اندام دشمنانتان است . صداگذاري بازي بسيار خوب است و در بسياري از قسمتها به ظرافت هر چه تمام كار شده است . براي موزيك بازي از موزيك اصلي فيلم استفاده شده است كه موزيك بسيار دلچسب و مورد قبول است . در كل پدرخوانده يكي از موفق ترين بازيهاي اين سبك است و انجام آن را حتما به شما توصيه مي كنيم . اگر چنانچه PS2 داريد اين بازي را به هيچ وجه از دست ندهيد !‌

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 15:46  توسط مجید   |